برگردان به زبان ساده
هر دل که در هوای جمالش مجال یافت
عنقای همتش دو جهان زیر بال یافت
هوش مصنوعی: هر دلی که در آرزوی زیبایی او فرصتی پیدا کند، مانند پرندهای بزرگ و آزاد، به دو جهان تسلط و برتری مییابد.
بر چتر مرغ قبه زر تا مجال یافت
قاف قطیفه شهپر او زیر بال یافت
هوش مصنوعی: بر روی چتر مرغ، که پوشش زرین دارد، وقتی که فرصت پیدا کرد، قاف (پرندهای افسانهای) به زیر بال او دست یافت و در آنجا قرار گرفت.
خوش وقت آن سجیف که او بر کنار رخت
با حرب و شرب و اطلس و صوف اتصال یافت
هوش مصنوعی: خوشحالی و شایستگی آن کسی که کنار تو حضور دارد و با لباسهای زیبایی از جنسهای مختلف، مایه خوشبختی و لذت او شدهای.
میکرد سرکشی ببرک شده زان جهت
خود را سیه گلیم و پراکنده حال یافت
هوش مصنوعی: او به خاطر سرکشی و نافرمانیاش، خود را در وضعیتی بد و آشفته یافت و خوشبختیاش را از دست داد.
تا گشت خاک مقدم زیلوچه بوریا
ای بس که در طریق نمد گوشمال یافت
هوش مصنوعی: تا زمانی که خاک زیر پایش به نشانه احترام و ارادت به او گذاشته شد، زحمتهایی که در راه کسب معرفت و حکمت داشت، به خوبی مورد توجه قرار گرفت و نتیجهاش را همچنین در رشد و پیشرفت خود مشاهده کرد.
سوزن بدرز روسی و والا و بیت کرد؟
عمری بسر دوید و بآخر محال یافت
هوش مصنوعی: سوزن در دامن روسی و بالای آن چه میکرد؟ عمری را برای دویدن سپری کرد و در نهایت به نتیجهای غیرممکن رسید.
در گلستان شمیم کلی و جگن دلم
در جیب و آستین صبا و شمال یافت
هوش مصنوعی: در باغ، نسیم خوشی به مشامم میرسد و دل شادابم را در جیب و آستین نسیم بهاری و شمال احساس میکنم.
هر جامه بود لایق چیزی بدوختن
کتان بدرز بخیه وکاسر شلال یافت
هوش مصنوعی: هر لباسی که برای یک هدف خاص دوخته شده، باید از پارچهای مناسب و با دقت و مهارت تهیه شود تا زیبایی و کارایی لازم را داشته باشد.
(قاری) که خو بجبه کرباس خود گرفت
از صوف عاریت طلبیدن ملال یافت
هوش مصنوعی: قاری که به خاطر جبهاش، از پارچه عاریهای طلب کرده، دیگر از این کار خسته شده است.