برگردان به زبان ساده
دنیی آن قدر ندارد که براو رشک برند
یا وجود و عدمش را غم بیهوده خورند
هوش مصنوعی: دنیا آنقدر ارزش ندارد که کسی به آن حسادت کند یا برای وجود و عدم آن ناراحتی بیهودهای را تحمل کند.
نیست تشریف لباسی که برو رشک برند
یاقد ناقص او را غم بیهوده خورند
هوش مصنوعی: هیچ گونه لباس و تشریفاتی وجود ندارد که دیگران به خاطر آن دچار حسادت شوند یا بر نقص او اشک نریزند.
نظر آنانکه نکردند بپشمین شلوار
الحق انصاف توان داد که صاحب نظرند
هوش مصنوعی: کسانی که درباره مسائلی که به آنان مربوط نیست، نظر میدهند و خود را در آن مشغول نمیکنند، در حقیقت میتوان گفت که از نظر عقل و انصاف در درک صحیح ناتوانند.
زنده آنست که کردست کفن میت را
مرده آنست که رختی بعزایش ندرند
هوش مصنوعی: آنکه مرده را با کفن میپوشاند، زنده است، در حالی که کسی که برای زنده عزتی قائل نیست، در واقع مرده محسوب میشود.
نرمه را که تو دیدی زعزیزی دستار
عاقبت گیوه شد و خلق برو میگذرند
هوش مصنوعی: نرمی و لطافت را که تو مشاهده کردی، سرانجام به زبالهای تبدیل شد و مردم از روی آن عبور میکنند.
رخت میت چو ببردند چه فکر آنانرا
که بیایند و قسم بر سر سی پاره خورند
هوش مصنوعی: زمانی که لباس شخص متوفی را بردند، آیا آن کسانی که میآیند و بر سرِ آن تکههای لباس قسم میخورند، چه فکری در سر دارند؟
من هنرهای در دگمه بگویم دخت
تا چو در جیب بیابند غنیمت شمرند
هوش مصنوعی: من میخواهم به عنوان یک هنرمند، مهارتها و جادوگریهای خود را بگویم، تا دیگران آنها را چون گنجی در جیب خود پیدا کرده و ارزشمند بدانند.
آنکسانی که میان بند و عقود دستار
نیک بندند بدانید که صاحب هنرند
هوش مصنوعی: آن کسانی که در انجام کارها و توافقات خود به خوبی عمل میکنند و به ظرافت و دقت توجه دارند، بدانید که در این زمینه مهارت و هنری خاص دارند.
نیست دایم جهه دوش تو سنجاب و سمور
دیگران درشکم مادر و پشت پدرند
هوش مصنوعی: هیچ چیزی در زندگی دائمی نیست؛ در حالی که تو در حال حاضر از زیباییها و نعمتهای زندگی لذت میبری، دیگران در حال رشد و پرورش هستند و به زودی پای به عرصه خواهند گذاشت.
قاری امروز گراینسانست برهنه فردا
صوف ودستار مگر بر سر قبرش بدرند
هوش مصنوعی: امروز قاری در حال تلاوت قرآن است، اما فردا ممکن است با پوششهای خاصی که در دنیا داشته، بر سر قبرش بیفتند و او را فراموش کنند.