برگردان به زبان ساده
از منش بیموجبی یار ار غباری بر دلست
حاش الله گر مرا زان گرد باری بردلست
هوش مصنوعی: اگر یار به دلش غباری دارد، نگران نباش! من از آن گرد و غبار به دور هستم.
رخت را از گرد اگر اندک غباری بر دلست
تا نیفشانم، مرا زآن گرد باری بر دلست
هوش مصنوعی: اگر لباس تو کمی غبار دارد و دل من هنوز آغشته به آن غبار است، نمیخواهم آن را بر دلم بریزم.
با گلیم جهرمی میگفت نطع بردعی
کز حصیر و بوریایم خارِ خاری بر دلست
هوش مصنوعی: با گلیم جهرمی میگفت تا بر دائی (دوست یا رفیق) بنشینی، چون از حصیر و بوریایم، خارهایی بر دل دارم.
این جمله به نوعی بیانگر احساسات و مشکلاتی است که فرد در دلش دارد، حتی زمانی که ظاهری راحت و بیدغدغه دارد.
آتشین والای گلگون را ز ته بگشودهاند
یار شاهدباز را از وی شراری بر دلست
هوش مصنوعی: عشقی پرشور و پرحرارت به قلبم راه یافته است، همانطور که یار محبوبم از دنیای زیباییها به من نگاه میکند و احساسی آتشین را در درونم بیدار میکند.
صوف و اطلس مینهند از عشق هم داغ اتو
آفرین او را که داغ مهر یاری بر دلست
هوش مصنوعی: عشق باعث میشود که لباسهای گرانبهای صوف و اطلس به زمین بیفتند و همچنین اثرات عمیق و زیبایی بر دل عاشق بگذارد که نشانهای از مهر و محبت دوست است.
کرده در سوراخ دایم مار دامک را دراز
بوالعجب کاری که او را بار ماری بر دلست
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف وضعیتی میپردازد که در آن شخصی دچار مشکل و دردسر شده است. او به گونهای در تنگنا قرار گرفته که به نظر میرسد بر دوش او باری سنگین از نگرانیها و مشکلات وجود دارد. با وجود اینکه در ظاهر ممکن است به راحتی در حال حرکت باشد، اما در حقیقت، درون او پر از بار سنگین و عذاب است. در کل، این شعر بیانگر تقابل بین ظاهر و باطن انسانها است.
گرچه گشتم بیقرار از پیشواز نرمدست
شادمانم کین غمم از غمگساری بر دلست
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از اشتیاق به استقبال احساس بیقراری دارم، اما خوشحالم که این غم، به خاطر دلسوزی و توجهی که دارم، روی قلبم نشسته است.
راه کاری را ز روی شانه کاری ساز پاک
پوستین را گر ز خاک ره غباری بر دلست
هوش مصنوعی: اگر در مسیری که سختیها و مشکلات را به همراه دارد، تلاش کنی و از موانع عبور کنی، میتوانی به موفقیت و پیروزی دست یابی. در واقع، پاک بودن نیت و تلاش مستمر میتواند از برکتهای زندگی تو باشد.