برگردان به زبان ساده
من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
محتسب داند که من کاری چنین کمتر کنم
هوش مصنوعی: من آن شخصی نیستم که بوسه و شراب را رها کنم؛ نگهبان دنیای عشق خوب میداند که من هرگز چنین کاری نخواهم کرد.
ایخوش آنساعت که صوفی موجزن در بر کنم
فخر بر جمله قدک پوشان بحرو برکنم
هوش مصنوعی: ساعت خوشی است که بتوانم در آغوش صوفی، با اعتماد به نفس، بر دیگران که زیباییهای خود را پنهان کردهاند فخر کنم و بر چالشها غلبه کنم.
چند ازین رو جامه گردانم بدان روی دگر
تا یکی دستار را از کهنگی بر سر کنم
هوش مصنوعی: چند بار باید لباس خود را عوض کنم تا بتوانم یک دستار جدید سر بگذارم و از کهنگی آن خلاص شوم؟
خرقه از سوراخ پرجیبش بتن پوشیده شد
سر فرو بردم بدامان تا کجا سربر کنم
هوش مصنوعی: خرقهای که لباس عادی اوست، از سوراخهایش پر از جیب شده و حالا باعث شده که سرم را پایین بیاورم و برای چه مدت میتوانم این وضعیت را تحمل کنم.
دامن خاتون کمخا گربدست افتد مرا
زیبدارگوی کریبانش درو گوهر کنم
هوش مصنوعی: اگر دامن بانویی زیبا به دستم بیفتد، زیباست که من هم بتوانم با کریمانش در آن جا گوهر بیفزایم.
ریشه معجر به از پوشی خوش خط گفته
این سخنهای پس چرخت کجا باور کنم
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگرچه ظاهر معجر زیبا و خوش خط است، اما در درون آن چیزهای بیشتری وجود دارد که نمیتوان به سادگی به آن اعتماد کرد. سخنانی که پس از آن نقل میشود، باید با دقت و تامل بیشتری مورد بررسی قرار گیرند و نمیتوان به راحتی به آنها اطمینان کرد.
من که در دیوان شعرم هست و صف چارقب
کی نظر در چارلوح و جدول دفتر کنم
هوش مصنوعی: من که در شعرهایم نوشتههایم موجود است، چرا به نوشتههای دیگر و جدولها نگاه کنم؟
دلنواز نرمدست ار تن در آغوشم دهد
در دم ای قاری دهان و جیب او پرزر کنم
هوش مصنوعی: اگر کسی با لطافت و محبت به آغوش من بیاید، در آن لحظه تصمیم میگیریم تا سخنانی شیرین بگویم و هدیهای به او بدهم.