برگردان به زبان ساده
چو دیده در طلبت واجبست گردیدن
سرشک را بهمه جانبی دوانیدن
هوش مصنوعی: وقتی که چشم به دنبال توست، لازم است که اشک به هر سو بچرخد و در جستجوی تو حرکت کند.
ببر چو معجر روسی گرفت لرزیدن
عمامه خواست زعشقش بسر بگردیدن
هوش مصنوعی: وقتی دختر زیبای روسی چادرش را برافکند، از عشقش آنچنان هیجانزده شد که خواست عمامهاش را به دور سر بپیچد و بگردد.
بپوستین تن لرزان مابدی در یاب
زما بود همه لخشیدن از تو بخشیدن
هوش مصنوعی: در پوست تن لرزان ما، چیزی جز تو نیست. همه آنچه ما به تو میدهیم، از تو سرچشمه میگیرد و به تو بازمیگردد.
زپیر خرقه شنیدم که هست راه نجات
چو پنبه آستر و روبهم رسانیدن
هوش مصنوعی: از فردی که در راه عرفان و spirituality تجربه دارد، شنیدم که راه رهایی و نجات مانند پنبه است که باید به درستی به هم دوخته شود.
توان فروختن از بهر خوردنی دستار
ولی بسر که تواند مبار پیچیدن
هوش مصنوعی: هر کسی میتواند به خاطر غذا و معاش خود، از امکانات و وسایلش صرفنظر کند، اما استفاده از سر و عقل و هوش خود را نمیتوان به همین سادگی واگذار کرد.
زطبع من صفت گوی پیشواز طلب
که کار اوست درین باب در چکانیدن
هوش مصنوعی: از طبیعت من، صفت سخن را پیشاپیش بخواه که این کار اوست در این زمینه، در تلاش برای بیان حقیقت.
مدر حصیر و چوزیلو بگوشه ساکن شو
بسان تکیه نمد چند هرزه گردیدن
هوش مصنوعی: در کنار حصیر و چوبی، آرام بنشین، مانند تکیهای که بر روی آن است، و از سرگردانی و بیهدفی خارج شو.
زقرض هفته چو باید خریدن ارمک و صوف
بنزد قاری از ان به لباس پوشیدن
هوش مصنوعی: هر هفته باید برای خریدن فرش و پشم از قاری، لباس بپوشیم.