برگردان به زبان ساده
گوهر مخزن اسرار همانست که بود
حقه مهر بدان مهرو نشانست که بود
هوش مصنوعی: حقیقت و ارزش واقعی همان چیزی است که در دل و روح انسان نهفته است و نشانی از عشق و محبت در آن وجود دارد.
جوهر صوف و سقرلاط همانست که بود
ارمک و خاص بدان مهر و نشانست که بود
هوش مصنوعی: جوهر پشم و پشمی که درخت سیاه است، همان چیزی است که که با آن میتوان نشان و علامتی خاص ایجاد کرد.
کیسه اطلس پر گرد عبیر و عنبر
در بر رخت همان مشک فشانست که بود
هوش مصنوعی: کیسهای از اطلس که پر از گرد کمرنگ و خوشبو است، به شوق و زیبایی ظاهرت میافزاید، زیرا تو همانند مشک خوشبویی هستی که در فضا پخش میشود.
سوی مدفون خود ایشاهد مشکو باز آی
زانکه بیچاره همان دلنگرانست که بود
هوش مصنوعی: به سوی آنچه که در دل داریم و فراموش کردهایم برگردیم، چون هنوز دل ما همانطور نگران و آشفته است که همیشه بوده است.
چون نبخشند و نپوشند بخیلان ناچار
جامدانشان بهمان مهر و نشانست که بود
هوش مصنوعی: اگر بخیلان چیزی را ببخشند یا پنهان نکنند، ناگزیر جامههایشان همان نشان و علامت را خواهد داشت که قبلاً داشت.
جیب تانگسلد از کوی درو زر خورشید
همچنان در عمل معدن و کانست که بود
هوش مصنوعی: شما در جایگاه خاصی قرار دارید که سرشار از نور و رونق است، مانند معادن و منابعی که طلا و ثروت را به ارمغان میآورند.
مدتی شد که زهم باز نکردم دستار
گوهر مخزن اسرار همانست که بود
هوش مصنوعی: مدتی است که دیگر دست از کار نکشیدم. همان دانش و رازهایی که همیشه در اختیار داشتم، همچنان باقیاند.
لته گیوه شده جامه منعم قاری
دلق درویش بدان سیرت وسانست که بود
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده که لباس من به حدی دچار تآثیر و تغییر شده که شبیه لته و پاچین شده است و این به خاطر سیرت و رفتار من است که به مانند یک درویش است.