برگردان به زبان ساده
ای پیکر خجسته چه نامی فدیت لک
دیگر سیاه چرده ندیدم بدین نمک
هوش مصنوعی: ای بدن خوشبخت و زیبا، چه نام زیبایی داری! دیگر هیچ کسی را با چهرهای اینقدر خوشطعم و دلنشین ندیدهام.
دیدم کتان کهنه و گفتم فدیت لک
ارزد برم هنوز وصالت هزار لک
هوش مصنوعی: دیدم پارچهای کهنه و به خود گفتم، هرچند که این پارچه از نظر ارزش کمتر است، اما من هنوز برای وصالت هزاران بار بیشتر ارزش قائلم.
زان خار سوزنم عجب آمد که دوختند
از تار قرمزی بعذار کتان کلک
هوش مصنوعی: از آن خار سوزانم تعجب میکنم که با رشتهای قرمز، لباسی از کتان برای بیگناهی دوختهاند.
سرمای سرد اگر ندهد دست پوستین
هستیم پشت گرم زپشمینه و برک
هوش مصنوعی: اگر سرما را نمیتوانیم حس کنیم، به خاطر این است که پشت گرمی داریم از پشمینه و برک.
کمخای خانبالغی و شرب زرفشان
هر کس که دید نقش پری خواند یا ملک
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت افرادی میپردازد که به مانند پریان یا فرشتگان به نظر میرسند. هر کسی که آنها را ببیند، تحت تأثیر جذابیت آنها قرار میگیرد و به تمجید از زیباییشان میپردازد. در واقع، این افراد به نحوی خاص و دلنواز به نظر میآیند که توجه و تحسین دیگران را برمیانگیزند.
رخت بنفش و دگمه مثال درست و لعل
وان چشم بندو کرده مغرق زرو محک
هوش مصنوعی: لباس بنفش و دگمهای چون گوهر قرمز، و چشمی که به زرو (زر) آغشته شده است.
چادر به تا شوال حجت هر دو بزشت
وی مجمره مکی از زر دامنت کلک؟
هوش مصنوعی: در حالی که چادر به دوش داری و در سفر حج هستی، آیا نماد مرغوبیت و زیبایی از طلا به دامن تو آویزان است؟
باید بپوستین بره در ساخت یا کول
نتوان کشیده چونکه ببر قاقم و قدک
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی به خوبی در زندگی پیشرفت کنی و موفق شوی، باید زحمت بکشی و تمرین کنی. کسی که تلاش نکند، مانند بزی است که نمیتواند خود را از خطر دور کند و موفقیت را به دست آورد.
در جامه دان اطلس گلگون نگر که او
مانند آفتاب همی تابد از فلک
هوش مصنوعی: در پوشش زیبا و قرمز او، نگاهی بینداز که مانند آفتاب از آسمان درخشان و تابناک است.
قاری به جمع اقمشه نیکو معرفی است
گو نامهای این همه گفتهست یک به یک
هوش مصنوعی: خواننده، برای معرفی خود به خوبیها و زیباییهای درونش اشاره میکند، اما با وجود گفتن نامهای مختلف، همه آنها در نهایت به یک حقیقت و اصل واحد بازمیگردند.