برگردان به زبان ساده
عیدست و اول گل و یاران در انتظار
ساقی بروی یار ببین ماه و می بیار
هوش مصنوعی: عید است و زمان گلرویی و دوستان در انتظار آن هستند که ساقی بیاید. برو و محبوب خودت را ببین و با او می بیاور.
خازن بعید ابلق سنجاب من بیار
بنگر هلال را چودم قاقم آشکار
هوش مصنوعی: سنجاب سفید و سیاهی که دور و برم میچرخد را بیاور و به قمر نیمهپنهان نگاه کن؛ چون من به طور واضحی مکالمه میکنم.
این مه فزود خرقه نان در لباس عید
کاری بکرد همت پاکان روزکار
هوش مصنوعی: این ماه در روز عید، خرقهای کهن را به نان و سفرهای تبدیل کرد؛ در این کار، اراده و تلاش انسانهای پاک و نیکوکار نقش داشته است.
خواهی که دامنت ندرد زود و آستین
از رخت قلب شو چو فراویز در کنار
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دامن شما به زودی ندرد، و آستینات از دلتان پر نشود، مانند دفتری کنار بگذار.
دلال رخت بر تن عریان من ببخش
ور نو بدست نیست برو کهنه بیار
هوش مصنوعی: اگر لباسی برای من نیست، لطفاً دلال زیبای تو را که بر تنم است به من ببخش و اگر نو نمیتوانی بیاوری، دستکم یک لباس کهنه بیاور.
در پیش شاخ آمدم از دگمها بیاد
چون غنچه جلوه داده بر اطراف جویبار
هوش مصنوعی: در جلو شاخ ظاهر شدم و از نظر سختیها و مشکلات گذشتهام خاطر نشان باش که مانند یک غنچه بر گرداگرد جویبار جلوهگری میکنم.
آویختند چمته که در بند سیم ماند
تا حست ازان عزیز که ترکش شد اختیار
هوش مصنوعی: آن سلاحی که به آن آویختهاند، به خاطر بند نقرهایاش است که مانده و حالا احساس میکند که از آن عزیز جدا شده و اختیارش از دست رفته است.
خوش خلعتیست فاخر و خوش جامه سلیم
یارب زچشم زخم و گزندش نگاهدار
هوش مصنوعی: دوست خوش لباس و باوقار و زیباست. ای کاش از چشم بد و آسیبها حفظ شود.
دامن مکش ز گفته قاری که جیب تو
گویش سزد که باشد ازین در شاهوار
هوش مصنوعی: به حرفهای قاری اعتماد نکن و دامن خود را از او دور نگهدار، زیرا تو باید از آنچه که در دلت داری استفاده کنی و به مقام و منزلت خود توجه داشته باشی.