برگردان به زبان ساده
آنک آستین نموده و دامان فراخ و تنگ
پیراهن از وی آمد و تنبان فراخ تنگ
هوش مصنوعی: او آستین خود را کشیده و دامن پیراهنش را به طور فراخ و تنگ در آورده است. همچنین، شلوار او نیز به همین صورت فراخ و تنگ است.
بزاز رخت تا تو نرنجی ز بیش و کم
برتنگ را گشوده و کتان فراخ و تنگ
هوش مصنوعی: دوست من، آنقدر خودت را درگیر کم و زیاد نکن و نگران نباش. برای تو به بهترین شکل ممکن آمادهام و همه چیز را برایت فراهم کردهام.
چون دست همتم بود آجیده نیمچه
عرض نکتدهاش پریشان فراخ و تنگ
هوش مصنوعی: وقتی که دستِ اراده و تلاش من در کار است، هیچ چیز نمیتواند مانع شود و مباحث و نکات به آسانی به دست میآیند، چه در زمانهایی که فضا باز و گشاد باشد و چه زمانی که محدود و تنگ باشد.
سرهای خلق چونکه بود کوچک و بزرگ
خیاط نیز کرد گریبان فراخ و تنگ
هوش مصنوعی: وقتی که سرهای مردم کوچک و بزرگ میشود، خیاط نیز در دوختن لباس، دقت میکند که یقهها را تنگ یا گشاد کند.
گاهی گشادگی بودت گه گرفتگی
داری قباچه و فرجی زان فراخ و تنگ
هوش مصنوعی: گاهی اوقات در زندگی، وضعيتهایی پیش میآید که در آن احساس راحتی و گشایش میکنیم و زمانی هم ممکن است با دشواریها و تنگناهایی مواجه شویم. این تغییرات و نوسانات طبیعت انسانی است.
کوهای خلق بسته و نابسته زانکه هست
چون حلقهای خرده فروشان فراخ و تنگ
هوش مصنوعی: کوههای مردم، چه در حال بسته و چه در حال باز، به خاطر این است که شبیه حلقههای تنگ و گشاد فروشندگان کوچک هستند.
قاری چراست جامه روزو لباس شب
چون رخت غنچه و کل بستان فراخ و تنگ
هوش مصنوعی: قاری چرا در روز لباس روشن و در شب لباس تیره میپوشد، همانطور که غنچه در دشت نیز در گشایش و تنگی قرار دارد.