برگردان به زبان ساده
که برگذشت که بوی عبیر میآید
که میرود که چنین دلپذیر میآید
هوش مصنوعی: کسی که از کنار ما میگذرد، بوی خوشی به مشام میرسد و از دور که میرود، این خوشبوعی حس دلنوازی به دل میآورد.
ز جیب تافته بوی عبیر میآید
سجیف دامن او دلپذیر میآید
هوش مصنوعی: از جیب او بوی خوش عطر بلند میشود و دامنش به طرز دلنشینی زیباست.
به ره گذشت یکی بقچه در بغل گفتم
که برگذشت که بوی عبیر میآید؟
هوش مصنوعی: یکی در حال عبور از کنار من، بستهای را در بغلش داشت. با خودم گفتم که او از کنار من گذشت، زیرا بوی خوشی به مشام میرسید.
چو شیب جامه والا کجاست منظوری
که پیش اهل نظر بینظیر میآید
هوش مصنوعی: جایی که جامه زیبا و شیک وجود دارد، هدفی است که برای اهل نظر بسیار بینظیر و خاص به نظر میرسد.
عجیب ماندهام از کارخانهٔ حلاج
جوان همیرود آنجا و پیر میآید
هوش مصنوعی: من از این موضوع شگفتزدهام که جوانی به کارخانهٔ حلاجی میرود و در عوض، پیرمردی از آنجا بیرون میآید.
چنان همیسپرم راه نرمدست چو گز
که خار منزل سوزن حریر میآید
هوش مصنوعی: به آرامی و با دقت در مسیری پیش میروم که در آن، مانند یک گیاه ریز و ظریف، موانع و مشکلات نمیتوانند به من آسیب بزنند.
ز تیر گز ز قبا چشم بر نخواهم دوخت
وگر معاینه بینم که تیر میآید
هوش مصنوعی: من به سمت تیر و نیزه نگاه نخواهم کرد، حتی اگر ببینم که تیر در حال آمدن است.
ز اطلس فلک ار زان که خلعتی دوزی
به قد معنی قاری قصیر میآید
هوش مصنوعی: اگر از آسمان، جامه نازکی بدوزی، به بزرگی معنی، قاری کوتاه قد را درمیآورد.