برگردان به زبان ساده
منم غریب دیار تو ای غریب نواز
دمی بحال غریب دیار خود پرداز
هوش مصنوعی: من در دیار تو غریب هستم، ای نوازشگر غریبان. لحظهای به حال غریب خودم فکری کن.
هولی بندقی مصریست در سرباز
خیال بندی من بین وفکر دورو دراز
هوش مصنوعی: یک نی کوچک مصری است که در ذهن من به عنوان یک سرباز قرار گرفته، باید تو را ببینم و افکار پیچیده و دور و دراز خود را نشان دهم.
بطرز ز جامه نوانکه پاکدامن بود
بدید شیوه والاوگشت شاهد باز
هوش مصنوعی: با دیدن شیوه و رفتار معصومانه و پاکدامن آن فرد، او به شکلی زیبا و دلپسند تبدیل به یک الگو و شاهد جذاب شد.
مرو بداغ اتو ای میان دو تو در تاب
دم از محبت اطلس زدی بسوز و بساز
هوش مصنوعی: برو نرو بر روی زخم من، ای کسی که درگیر دو عشق هستی. از محبت خود پرده برمیداری، پس بسوز و بساز.
مقام گشت بقاف قطیفه چرخیش
چو مرغ قبه زر جلوه کرد در پرواز
هوش مصنوعی: مقام در قاف قطیفهای چرخانی است، مانند مرغی که در آسمان پرواز میکند و به طلا میدرخشد.
زجیب جبه نو دگمها چو بگشایم
دریچه زبهشتم بر وی گردد باز
هوش مصنوعی: وقتی درب دلم را به روی عشق بگشایم، بهشت برای او دوباره باز خواهد شد.
مخور چو بیسر و پایان غم عمامه و کفش
که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز
هوش مصنوعی: غم و اندوه را مانند نشانهها و زینتها یعنی عمامه و کفش نپوش، زیرا مردان بزرگ و راهرو هرگز از فراز و نشیبهای زندگی نمیترسند و به اندیشهاش مشغول نمیشوند.
بسی معانی رنگین بوصف جامه نمود
ندیده ایم چو قاری دگر سخنی پرداز
هوش مصنوعی: بسیاری از معانی زیبا و جذاب را دربارهی لباس مشاهده نکردهایم، همانطور که قاری دیگری سخنی تازه و شیوا را میخواند.