برگردان به زبان ساده
جمال یار و اشک من گلست آن و گلابست این
وصال او و فکر ما خیالست آن و خوابست این
هوش مصنوعی: زیبایی معشوق مانند گل و اشک من همچون گلاب است؛ ارتباط با او واقعی است اما اندیشه ما تنها یک خیال و خواب به شمار میرود.
دو صنج حمل را بنگر مهست آن آفتابست این
بروی آن شمط معجر سپهر است آن سحابست این
هوش مصنوعی: دو صنج را که ببینی، مانند ماه است که در آسمان میدرخشد و مانند خورشید تابان است. بر این صورت و شکل، سایهای از سحاب (ابر) آسمانی نیز حضور دارد که زیبایی آن را دوچندان کرده است.
بتشریف خشیشی گر ببینی قبه دگمه
شود اینمعنیت روشن که آبست آن حبابست این
هوش مصنوعی: اگر زیبایی او را ببینی، مانند گنبدی میشود که دگمهاش باز میشود. این معنا روشن است که آن چیزی که به نظر میرسد، تنها ظاهری است و حقیقتش مانند حبابی است که درونش آب است.
خیال بیرمی باریک می بستم که بخشیدم
خط مخفی چو بر خواندم خیالست آن و خوابست این
هوش مصنوعی: به یاد میآوردم که به دقت یک خیال نازک و ظریف را بافتهام، گویی رازهایی را در دل پنهان کردهام. وقتی به فکر خود پرداختم، متوجه شدم که این افکار و خوابها چقدر زودگذر و ناپایدار هستند.
بحبر سبر چون گردد قرین صوف سفید آندم
بداند کهل ابیاری که شیخست آن و شابست این
هوش مصنوعی: وقتی که صفت صبری با موی سفید همراه شود، در آن زمان میفهمد که این شخصیت پخته و با تجربهای است و آن شخص جوان نیز به مهارت و دانش خود دست یافته است.
زجیب خرقه کهنه چویابی کیسه نقدی
چه دانم من خرد داند که گنجست آن خرابست این
هوش مصنوعی: از لبهی پارهپورهی لباس کهنهام، چون کیسهای پر از پول را میخواهم، نمیدانم. تنها خرد است که میداند اینجا چه چیزی ارزشمند است و چه چیزی بیارزش.
از آنسو خشخش مخفی ازینسو شق شق مدفون
شنو این رمز از قاری سوالست آن جوابست این
هوش مصنوعی: از آن طرف صدای آرامی به گوش میرسد و از این طرف صدای شکستهای در زیر خاک به وضوح شنیده میشود. این نشانهای است که از قاری باید پرسشی کرد و پاسخ آن در همین رمز نهفته است.