برگردان به زبان ساده
بوی گیسویت دماغ جان معطر میکند
دیدن رویت چراغ دل منور میکند
هوش مصنوعی: عطر گیسوانت جانم را معطر میکند و دیدن چهرهات، دل مرا روشن میسازد.
منعمی گر جامههای کهنه در پوشد گداست
خلعت فاخر فقیر انرا توانگر میکند
هوش مصنوعی: اگر کسی لباسهای کهنه بپوشد، به گدا میماند، ولی اگر فقیر در لباسی فاخر باشد، به ثروتمند شبیه میشود.
همتم از تاج فقر بایزیدی وادهمی
سرزنشها بر کلاه خان و قیصر میکند
هوش مصنوعی: من از منش فقر و سادهزیستی بایزید الهام میگیرم و انتقادات و سرزنشها را بر سر تاجداران و قدرتمندان میریزم.
بسکه سوراخست رختم نیست پیدا جیب آن
هر زمان شخصم سر از جیب دگر بر میکند
هوش مصنوعی: چهره من پر از نقص و عیب است که دیگران نمیتوانند آن را به راحتی ببینند. هر لحظه که کسی مرا میبیند، به نوعی از خودم فاصله میگیرم و در واقع به ظاهر دیگری تبدیل میشوم.
برکسی رحم آیدم کو جامه چرکن شده
چون برون میآید از حمام در بر میکند
هوش مصنوعی: من نسبت به کسی احساس دلسوزی میکنم که وقتی از حمام خارج میشود، لباس چرک و کثیف به تن میکند.
دولتی او دان که دستی رخت نو پوشیده است
همچنان ناشسته فکر دست دیگر میکند
هوش مصنوعی: شخصی که بتواند دستی را که با لباس نو پوشیده است، بشناسد، در حالی که فکر دست دیگری هنوز نشسته است.
در فراق خیمه و خرگاه و زیلوو نمد
این بخود می پیچد و آن خاک بر سر میکند
هوش مصنوعی: در غم دوری از چادر و خانه و زیرانداز، این یکی به خود میپیچد و آن یکی خاک بر سر میریزد.
هر که با قاری کند دعوی بشعر البسه
بحث باصوف مربع ازجل خر میکند
هوش مصنوعی: هر کس که بخواهد با قاری شعر بگوید، مانند کسی است که در گفتوگو با صوفیان به موضوعی وارد میشود، اما در حقیقت خود را در موقعیتی نامناسب و خفی میبیند.