برگردان به زبان ساده
هوای یارو دیارم چو بگذرد بخیال
شود کناره ام از آب دیده مالامال
هوش مصنوعی: وقتی که هوای دوست و دیارم به یادی از گذشته بیفتد، چشمانم پر میشود از اشک و حسرت.
سر آمد ارچه که والای آل شد بمثال
ولی که تافته قرمزیست سید آل
هوش مصنوعی: اگرچه به پایان رسید، اما مقام والای خانواده آل باقی است، مانند ولی که نشانهای از علو و برتری است، همانند تافتۀ قرمزی که نشاندهندۀ مقام و وضیعت خاصی است.
رکیب دار امیر قطیفه آمد شرب
ازینسبب که بود انتساب او بدوال
هوش مصنوعی: امیر با لباس زیبا و شیک به مهمانی آمد و از این بابت خوشحال بود، چرا که به گروهی خاص وابسته بود.
زصوف اطلس اینرختخانه ام محروم
چو آنکسی که نرفته برو حرام و حلال
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که من از لذتهای زندگی، مانند کسی هستم که به مکان مقدس یا ویژهای نرفته و از آن چیزهای حلال و حرام محروم ماندهام. به نوعی، احساس کمبود و نداشتن دسترسی به نعمتها و خوشیها را بیان میکند.
نیاورد چو کتان تاب ماه سالوی قرض
ولی بگردنش افتد بهاش تا سر سال
هوش مصنوعی: به اندازه یک سالی که طول میکشد تا بهای قرض را بپردازد، او به زحمت میافتد و البته در آغاز راه، فرشهاش به آسانی نمیافتد.
همانکه داد بزیلوچه صدر مسندوجاه
بکفش نیز حوالت نمود صف نعال
هوش مصنوعی: شخصی که به دیگری مقام و منزلتی داده و او را بر جایگاه بزرگی نشاند، در عین حال کفش او را نیز به او برگردانید، این نشاندهنده تواضع و فروتنی اوست.
هر آن قماش که موصوف شد بپای انداز
بدست باش که آن هست سربسر پامال
هوش مصنوعی: هر نوعی که توصیف شود، آن را در پای خود قرار بده، زیرا تمام آن به دست تو است و ممکن است به راحتی نادیده گرفته شود.
پیش گفته قاری ز شعر بافنده
بگو ملاف که نارند پیش روسی شال
هوش مصنوعی: قاری از شاعری سخن میگوید که در حین بافتن شعر، از زحمات و مشکلاتی که پیش روی اوست سخن میگوید. به او گوشزد میکند که نگران نباشد، چون در کنار کسانی که در ظاهر به نظر میرسند شلخته و بینظم هستند، این شعلههایی از نار میسوزد که نشان از تلاش و کوشش او دارد.