برگردان به زبان ساده
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
هوش مصنوعی: به یک مزرعه سرسبز در آسمان نگاه میکنم و با دیدن هلال ماه، یاد برداشت محصول خودم میافتم و به یاد آن زمانی میافتم که باید محصولم را درو کنم.
چرخ سنجاب شمارو دم قاقم مه نو
ایدل از راه بدین ابلق بیراه مرو
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به حفظ دوری از مسیرهای نادرست و انحرافی اشاره دارد. به نظر میرسد که شخصی به دیگران توصیه میکند که از مسیرهای اشتباه دوری کنند و به هدف اصلی خود پایبند باشند. ضمن اینکه بر پیروی از راه صحیح تأکید میکند.
گرزنم دست در آن دگمه زر بفروشم
خرمن مه بجوی خوشه پروین بدوجو
هوش مصنوعی: اگر دستم را به دکمهی زرینی بزنم، خرمن مه را میفروشم تا خوشهی پروین را بجویم.
گرد فانوس بگردان زتکلف والا
گز چراغ تو بخورشید رسد صد پرتو
هوش مصنوعی: به دور چراغ خود نور بپاش و از زحمت و درگیری دور شو؛ نور تو به خورشید میرسد و صدها پرتو از آن میتابد.
خام شوکن که بیابی تو ثبات از کرباس
سخن پخته پرداخته از من بشنو
هوش مصنوعی: خود را نرم و انعطافپذیر کن تا به ثبات برسیدی و از من که تجربهام را در کلمات بافتهام، به درستی بشنو.
زیر و بالا نگر آن خسروی والا را
کاتحادی شده شیرین زنوش با خسرو
هوش مصنوعی: به اطراف نگاه کن تا آن پادشاه بزرگ را ببینی که همسرش با او به شادی و عشق زندگی میکند.
دید درزی شده از دست بدر خرمیم
گفت با اینهمه از حبچه نومید مشو
هوش مصنوعی: نگران نباش، اگرچه در زندگی مشکلاتی داریم و از چیزهایی که دوست داریم دور هستیم، هنوز هم باید امیدوار باشیم و ناامید نشویم.
آتش قرمزی افروخته میسوزد رخت
صوف کو خرقه پشمینه بینداز و برو
هوش مصنوعی: آتش سرخی روشن شده و لباس پشمی تو را میسوزاند، پس لباس گرم پشمیات را برکن و برو.
چشم بد دور ازان دگمه که در عرصه جیب
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
هوش مصنوعی: چشم بد را از آن دکمه دور کن که در جیب بیدق دور میزند؛ دکمهای که تحت تأثیر ماه و خورشید قرار دارد.
چون شود خاک تن قاری و پوسیده کفن
شنوی بوی بصندوق وی از جامه نو
هوش مصنوعی: زمانی که جسم قاری به خاک سپرده شده و در زیر زمین پوسیده میشود، تو همچنان بوی او را از کفناش میشنوی، گویی آن بوی خوش از لباس نو اوست.