برگردان به زبان ساده
چشم مستت میبرد هر لحظه دل مشتاق را
زلف مشکینت پریشان میکند عشاق را
هوش مصنوعی: چشمهای زیبایت هر لحظه دل عاشق را میرباید و زلفهای مشکیات عشاق را به شگفتی و نابسامانی میاندازد.
هردم از نرمی کشد اطلس به بر مشتاق را
صوف از کرمی بر دهر لحظه دل عشاق را
هوش مصنوعی: هر لحظه از نرمی و لطافت، پارچه اطلس دلخواه را در آغوش میکشد و صوفی با نرمش خود، دل عاشقان را در این دنیا تحت تأثیر قرار میدهد.
زان گریبانی که دم از عنبرینه میزند
میدمد بویی و مشکین میکند آفاق را
هوش مصنوعی: از گریبان کسی که بوی خوش عطر و خوشبویی را به زبان میآورد، بویی به مشام میرسد که فضا را عطرآگین میکند.
با وجود ساعد عقد سپیچ کلفتن
من نگیرم دست هر مهروی سیمینساق را
هوش مصنوعی: با وجود بازوی قوی و قدرت دفاعیام، هرگز دست هر زن زیبا و خوشدامن را نمیگیرم.
واله آن قاولوغم کز طاق جیب آویختند
روشن است این خود که قندیلی بود هر طاق را
هوش مصنوعی: عاشق آن گویندهای هستم که برای نمایش خود، چراغی را از بالای طاق آویزان کرد. روشن است که این چراغ، نماد زیبایی و روشنی هر طاقی است.
کف بر او صابون زند تا جامه گردد سفید
گو بیا اشنان و بنگر در جهان اشفاق را
هوش مصنوعی: کف بر او صابون میزنند تا لباسش سفید شود. بیا و در دنیا به نشانهها و نشانههای روشن نگاه کن.
رختها را دان سپه یا ساقی سلطان تن
لاجرم هرچند که رختی کشد یا ساق را
هوش مصنوعی: هرچند که ما لباسهای زیبا و ظاهری دلفریب داشته باشیم، در نهایت این شخصیت و رفتار ماست که تعیینکننده ارزش ماست.
خرقه را ساقی زیارت کن بجو برد یمن
نیست هم کم زردکی و ریشه بسحاق را
هوش مصنوعی: ساقی، لباس رهبانی را به من بنما، زیرا که یمن و سرزمینهای دیگر نمیتوانند به اندازه این زردک و ریشهای که از عشق میآید، ارزشمند باشند.