برگردان به زبان ساده
چه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمیماند
وگر در پرده میداری کسی را جان نمیماند
هوش مصنوعی: اگر بر چهرهای پردهای بیفتد، نمیتوان آن را پنهان کرد، چون حقایق همیشه آشکار میشوند. حتی اگر کسی را در پرده پنهان کنی، روح و جان او هرگز در امان نمیماند.
به نقش دلکش کمخا نگارستان نمیماند
به روی مهوش والا گل بستان نمیماند
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت دلکش و خواستنی او به هیچ چیزی نمیماند، حتی به باغی که گلهای زیبا دارد و به چهرهی دلربا و برجستهاش نمیتواند برابری کند.
به یاد شقهٔ خسقی شفق چندان که میبینم
به خسقی ماندش چیزی ولی چندان نمیماند
هوش مصنوعی: به خاطر یادهایی که از روزهای طلایی و زیبا دارم، هرچقدر هم که آنها را میبینم، حالا دیگر چیزی از آن شکوه و زیبایی باقی نمانده است.
نه تنها دیده مفتون به روی شرب حیران است
کدامین دیده کاندر روی او حیران نمیماند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تمام چشمها مجذوب زیبایی او هستند و هیچ چشمی نیست که در برابر روی او شگفتزده نشود. همه به نوعی تحت تأثیر زیبایی او قرار دارند و نمیتوانند از زیباییاش چشم بردارند.
به رخت دسته نقش ارچه بود خوبی چو لاوَسمه
به شرب زرفشان و اطلس کمسان نمیماند
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی ظاهری و دلربایی یک زن اشاره دارد. میگوید اگرچه نقش و نگار روی لباس او زیباست، اما زیبایی او از آن لباسها فراتر است و حتی با وجود این لباسهای با ارزش و زیبا، جذابیت واقعی او قابل قیاس نیست و منحصر به فرد است.
غنیمت دان به گرما رختی از کتان چو میدانی
که بیش از پنج روزی رونق کتان نمیماند
هوش مصنوعی: از گرما استفاده کن و لباسی از کتان بر تن کن، چرا که میدانی بیش از پنج روز، کتان حال و هوای خود را حفظ نمیکند.
به روی مخفی کهنه مکن در بر لباس نو
چه پوشی پرده بر رویی که آن پنهان نمیماند
هوش مصنوعی: به خاطر داشته باش که نباید چیزهای قدیمی و پنهان را با لباسهای نو بپوشانی، زیرا هر پردهای که روی چیزی بیفکنی، بالاخره راز آن فاش خواهد شد.
ازین دست ار دهی قاری به گازُر جامه دل بر کن
ز رخت خود کزین جمله یکی را جان نمیماند
هوش مصنوعی: اگر از این نوع نعمتها به قاری بدهی، لباس دل را از خود کنار بزن؛ زیرا در این میان، از میان این همه زیباییها، جان هیچکس باقی نمیماند.