برگردان به زبان ساده
سالها دفتر ما در گرو صهبا بود
رونق میکده از درس و دعای ما بود
هوش مصنوعی: سالها دفتر زندگی ما به می و شراب وابسته بود و رونق میکده از یادگیری و دعاهای ما نشأت میگرفت.
سالها تا رتنم تافته کمخا بود
دل چون پرمگس شیفته والا بود
هوش مصنوعی: سالها در انتظار ماندم، در حالی که قلبم همچون مگسی شیفته و عاشق، جذب زیباییهای والا بود.
پیش ازان روز که والا شود آب سرسنگ
مهر او همچو خشیشی بدل خارا بود
هوش مصنوعی: قبل از آن روزی که آب چشمه بلندی پیدا کند، عشق او مانند سنگ سخت و بیروح بود.
قد سنجاب برویش زده اطلس دیدم
همچو آبی که درو رو زصفا پیدا بود
هوش مصنوعی: به نظر میآید که در دیدار از زیبایی، چهرهای نرم و لطیف همچون پارچهای ظریف به نام اطلس نمایان است، که جلوهای آبی و زلال مثل آسمان دارد و این وضوح و زیبایی در آن مشهود است.
صوفی صوف مرا در حق پشمین شلوار
رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود
هوش مصنوعی: صوفی از من خواسته بود که در مورد شلوار پشمیام چیزی نگویم، وگرنه داستانها و نکات جالبی برای گفتن داشتم.
بنهایت نرسانید بدایات قماش
گرچه گز درره او پیک قدم فرسا بود
هوش مصنوعی: اگرچه آغاز و پایان او نمیتوانند به یکدیگر برسند، اما او در مسیر خود با قوت و استقامت گام برمیدارد.
دکمه میگشت چو پرگار به پیرامن جیب
و ندران دایره سرگشته پا بر جا بود
هوش مصنوعی: دکمه مانند یک پرگار دور جیب میچرخید و در آن دایره بیحرکت بود.
صنمی دی نمودست مرا والائی
کز لطافت همه کالاش ازان پیدا بود
هوش مصنوعی: معبود من به گونهای خود را نشان داد که به دلیل لطافت و نرمیاش، همه ویژگیهای زیبایش نمایان بود.
از جهان رفت و کفن نیز بروزیش نشد
انکه او منکر اوصاف لباس ما بود
هوش مصنوعی: آن کسی که به ویژگیهای لباس ما اعتنا نکرد و بر دنیا و زندگی پشت کرد، حتی در مرگ نیز به کفن دست نیافت.