برگردان به زبان ساده
شب که زحسرت رخت روی بماه کرده ام
سوخته ماه و زهره را بسته چو آه کرده ام
هوش مصنوعی: شب که با یاد تو و حسرت دیدار تو به سر میبرم، روشنایی ماه و ستارهها را هم تحت الشعاع انداختهام، گویی که در پی این اندوه عمیق، همه چیز را تحت تأثیر قرار دادهام.
هیئات چتر و خیمه را چونکه نگاه کرده ام
گاه نظر بمهرو گه روی بماه کرده ام
هوش مصنوعی: نگاه کردن به چادر و خیمه، مرا به یاد لحظات خوبی میاندازد؛ گاهی به یاد چهرهی دوست یا ماه میافتم که زیبایی خاصی دارد.
هر که برخت خوش مرا کرده تواضعی نخست
درسر و پا و وضع او نیک نگاه کرده ام
هوش مصنوعی: هر کسی که با احترام و ادب به من نزدیک میشود، ابتدا به ظاهر و حالت او دقت کردهام.
در بر هر تنی کند خازن بخت خلعتی
بنده برهنه داشته تا چه گناه کرده ام
هوش مصنوعی: هر فردی در زندگیاش به نوعی با سرنوشت و تقدیر خود درگیر است. من هم به عنوان یک بنده، بدون هیچ پوششی از حیث وضعیت و مقام، از تقدیرم ناامیدم و این سوال در ذهنم است که چه خطایی باعث شده تا به این حال و روز دچار شوم.
کفتمش این جمال تو ای گل اطلس از کجاست
گفته که حاصل اینهمه من زگیاه کرده ام
هوش مصنوعی: به او گفتم این زیبایی تو، ای گل زیبا، از کجا آمده است؟ او پاسخ داد که این زیبایی نتیجهی زحمت من از گیاهان است.
هست عمامه و کله صورت دلوو ریسمان
نسبت جیب کرد هم بر سر چاه کرده ام
هوش مصنوعی: من عمامه بر سر دارم و دلو در دست، و با ریسمانی که به جیبم وصلم، به خوبی بر سر چاه ایستادهام.
قاری از ین لباسها گشت چو جامه روشناس
کسب زوصف رختها دولت و جاه کرده ام
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که فرد قاری، با پوشیدن این لباسها به مانند جامهای روشن و شناختهشده درآمده است و از ویژگیهای آن لباسها بهرهمند شده، به عزت و مقام بالا نائل آمده است.