برگردان به زبان ساده
دلم جز مهر مهرویان طریق در نمیکیرد
زهر در میدهم پندش ولیکن در نمیکیرد
هوش مصنوعی: دل من فقط به عشق و محبت زیبایان میتپد و از هیچ راه دیگری نمیگذرد. هرچند که نصیحتهایی را میشنود و زهر را هم در مینوشد، اما باز هم به راه دیگری نمیرود.
غشقدان را سر آن خاتون زمانی برنمیکیرد
که کیتی بوی مشک و لادن وعنبر نمیکیرد
هوش مصنوعی: غشقدان (اسب جنگی) تا زمانی به سر آن زن (خاتون) نزدیک نمیشد که بوی خوش مشک، لادن و عنبر را حس نمیکرد.
نماید طیلسان در پرده سالوسی ولی نشکفت
شبی کزشحنه سالوس در چادر نمیکیرد
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در ظاهر، برخی افراد به نیکوکاری و صفات خوب خود را نشان میدهند، اما در باطن، خلوص و صداقت ندارند. آنها مانند پردهای هستند که زیبایی را میپوشانند، اما واقعیّت شباهت چندانی به آن چه که نشان میدهند، ندارد.
بمعجر آتشین والای کلکونرا که میپوشی
عجب که نوبتی این شعله در مجمر نمیکیرد
هوش مصنوعی: به این معناست که وقتی شما با چادر یا پوشش آتشین خود، چیزهای ارزشمندی را میپوشانید، جالب است که چگونه این شعله در لحظهی خاصی برای شما نمیسوزاند.
سرم جز رخت پای انداز و جیب خلعت تشریف
دری دیگر نمیداند هی دیگر نمیکیرد
هوش مصنوعی: سر من جز این که تشتی از پارچه زیبایی باشد و در جیبم هم لباس فاخر دیگری نباشد، هیچ چیز دیگری نمیداند و دیگر به چیز دیگری هم فکر نمیکند.
حدیث ایجامه پرداز از طراز و سرب زرکش کو
که نقشی در خیال ما ازین خوشتر نمیکیرد
هوش مصنوعی: داستانی که از زیبایی و ارزشهای هنری میگوید، چه کسی را میشناسی که بتواند تصویری به جذابیت آنچه در خیال ماست بیافریند؟
بتشریفت چو سوزندان جیب از نرمدست آل
زبانی آتشینم هست لیکن در نمیکیرد
هوش مصنوعی: وقتی به تو احترام میگذارم مثل این است که لباس خود را آتش میزنم؛ در حالی که دستم نرم و لطیف است، اما من هنوز هم آتشینزبان هستم، هرچند در آتش نمیسوزم.
بوصف چارقب قاری چو گوی در ببستم نظم
عجب گربخت سر تا پای من در زر نمیگیرد
هوش مصنوعی: با توصیف صدای دلنشین قاری قرآن، همچون طلایی در دور و برم، اگر قسمت من به طور کامل از زر و زینت پر نشود، نشانهای از شگفتی در نظم زندگیام خواهد بود.