غزلیات
نسیمی
»
دیوان اشعار فارسی
»
غزلیات
شمارهٔ ۱ : یارب چه شد آن دلبر عیاره ما را
شمارهٔ ۲ : صبح از افق بنمود رخ، در گردش آور جام را
شمارهٔ ۳ : می کشد چشم تو از گوشه به میخانه مرا
شمارهٔ ۴ : بهشت و حور، بی وصلت، حرام است اهل معنی را
شمارهٔ ۵ : در عالم توحید چه پستی و چه بالا
شمارهٔ ۶ : این حضور عاشقان است، الصلا
شمارهٔ ۷ - ستایش فضلالله نعیمی : ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
شمارهٔ ۸ : آنچه پیش است اگر جمله بدانید شما
شمارهٔ ۹ : ساقیا آمد به جوش از شوق لعلت جان ما
شمارهٔ ۱۰ : تا هوای طوبی قد تو دارد جان ما
شمارهٔ ۱۱ : ای رخ جانفزای تو جام جم جهان نما
شمارهٔ ۱۲ : ای رخت از روی حسن آیینه گیتی نما
شمارهٔ ۱۳ : ای روز و شب خیال رخت همنشین ما
شمارهٔ ۱۴ : ای ز سنبل بسته مویت سایبان بر آفتاب
شمارهٔ ۱۵ - ستایش فضلالله نعیمی : ای رموز لوح رویت عنده امالکتاب
شمارهٔ ۱۶ : ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خواب
شمارهٔ ۱۷ : چون گشودم فال بخت از مصحف روی حبیب
شمارهٔ ۱۸ : ای صفات تو عین موجودات
شمارهٔ ۱۹ : زهی جمال تو مستجمع جمیع صفات
شمارهٔ ۲۰ : ای کعبه جمال توام قبله صلات
شمارهٔ ۲۱ : اگرچه چشمه نوش تو دارد آب حیات
شمارهٔ ۲۲ : مرا در آتش غم، عشقت آن زمان انداخت
شمارهٔ ۲۳ : هیچ میدانی که عالم از کجاست؟
شمارهٔ ۲۴ : عشق تو گرفتار تو داند که چه درد است
شمارهٔ ۲۵ : زلف تو شب قدر من و روی تو عید است
شمارهٔ ۲۶ : سالک عشق تو هر دم به جهان دگر است
شمارهٔ ۲۷ : امشب از روی تو مجلس را ضیایی دیگر است
شمارهٔ ۲۸ : من سر شادی ندارم با غم یارم خوش است
شمارهٔ ۲۹ : گفتمش زلف تو مأوایی خوش است
شمارهٔ ۳۰ : ای که از فکر تو پیوسته سرم در پیش است
شمارهٔ ۳۱ : گرچه چشم ترک مستت فتنه و ابرو بلاست
شمارهٔ ۳۲ : مطلع انوار زلفت مسکن جان و دل است
شمارهٔ ۳۳ : سلطان غمت را دل پردرد مقام است
شمارهٔ ۳۴ : مرغ عرشیم و قاف خانه ماست
شمارهٔ ۳۵ : نقش هستی رقم صورت کاشانه ماست
شمارهٔ ۳۶ : منم آن مجمع البحرین که پر لؤلؤی مرجان است
شمارهٔ ۳۷ : بخت ابد یار آن که با تو قرین است
شمارهٔ ۳۸ : عرش رحمان است رویش، علم الاسما گواست
شمارهٔ ۳۹ : چشم بیمار تو تا مست و خراب افتاده است
شمارهٔ ۴۰ : ساقی سیمین برم جام شراب آورده است
شمارهٔ ۴۱ - سرزنش گمکردهراهان : مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکی است
شمارهٔ ۴۲ : تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی است
شمارهٔ ۴۳ : آن که بر لوح رخت خط الهی دانست
شمارهٔ ۴۴ : چشم تو فتنه ای است که عالم خراب اوست
شمارهٔ ۴۵ : ای دل! بلا بکش چو دلت مبتلای اوست
شمارهٔ ۴۶ : مطلع نور تجلی آفتاب روی اوست
شمارهٔ ۴۷ : بیار باد صبا شمه ای ز طره دوست
شمارهٔ ۴۸ : الله الله این چه نور است آفتاب روی دوست
شمارهٔ ۴۹ : لوح محفوظ است پیشانی و قرآن روی دوست
شمارهٔ ۵۰ : غرقه در دریای عشقش حال ما داند که چیست
شمارهٔ ۵۱ : مشرک بی دیده کی احوال ما داند که چیست
شمارهٔ ۵۲ : خلاق دو عالم بجز از فضل خدا نیست
شمارهٔ ۵۳ : جز وصل رخت چاره درد دل ما نیست
شمارهٔ ۵۴ : جانا بیا که صحبت جان بی تو هیچ نیست
شمارهٔ ۵۵ : هر که با جام می لعل لبش همدم نیست
شمارهٔ ۵۶ - مهاجرت از باکو : خاک باد آن سر که در وی سر سودای تو نیست
شمارهٔ ۵۷ : حیات زنده دلان جز به عشقبازی نیست
شمارهٔ ۵۸ : نرنجم از تو گرت سوی ما نگاهی نیست
شمارهٔ ۵۹ : خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشت
شمارهٔ ۶۰ : آرزومندی و درد هجر یار از حد گذشت
شمارهٔ ۶۱ : ای که بردی تو به خوبی گرو از حور بهشت
شمارهٔ ۶۲ : دل بی تو از نعیم دو عالم ملال یافت
شمارهٔ ۶۳ : خون ببار از مژه ای دیده! که دلدار برفت
شمارهٔ ۶۴ : هر که را اندیشه زلف تو در دل جا گرفت
شمارهٔ ۶۵ : ای سایه الهی ظل همای زلفت
شمارهٔ ۶۶ : ای شمع فلک پرتوی از روی چو ماهت
شمارهٔ ۶۷ : ای نور رخت مطلع انوار هدایت
شمارهٔ ۶۸ : گر به می تشنه شود آن لب باریک مزاج
شمارهٔ ۶۹ : سی و دو خط رخت گنج ترا افتتاح
شمارهٔ ۷۰ : می روم با درد و حسرت از دیارت، خیر باد
شمارهٔ ۷۱ : رفتم اینک از سر کوی تو ای جان! خیر باد
شمارهٔ ۷۲ : ز بند زلف تو جان مرا نجات مباد
شمارهٔ ۷۳ : تا از لب و چشم تو به عالم خبر افتاد
شمارهٔ ۷۴ - استقبال از حافظ : تا پرده ز رخسار چو ماه تو برافتاد
شمارهٔ ۷۵ : کس بدین آیین حسن از مادر گیتی نزاد
شمارهٔ ۷۶ : دست قدرت بر عذارت خال مشکین تا نهاد
شمارهٔ ۷۷ : ماه نو چون دیدم ابروی توام آمد به یاد
شمارهٔ ۷۸ : دلی دارم که در وی غم نگنجد
شمارهٔ ۷۹ : گل صدبرگ من سنبل بر اطراف سمن دارد
شمارهٔ ۸۰ : شمع رویت صفت نور تجلی دارد
شمارهٔ ۸۱ : احوال درد ما بر درمان که میبرد؟
شمارهٔ ۸۲ : کیست آن سرو که بر راه گذر میگذرد
شمارهٔ ۸۳ : دلدار ما به عهد محبت وفا نکرد
شمارهٔ ۸۴ : در کوی خرابات مناجات توان کرد
شمارهٔ ۸۵ : از تو خوبی طمع مهر و وفا نتوان کرد
شمارهٔ ۸۶ - ستایش فضلالله نعیمی : قاصدی کو تا به جان پیغام دلدار آورد
شمارهٔ ۸۷ - استقبال از حافظ : دل از عشق پریرویان دل من برنمیگیرد
شمارهٔ ۸۸ : گر سعادت نظری بر من زار اندازد
شمارهٔ ۸۹ : دلم ز مهر تو آن دم چو صبح دم می زد
شمارهٔ ۹۰ : مشتاق گل از سرزنش خار نترسد
شمارهٔ ۹۱ : بر دلم هردم جفای بیوفایی میرسد
شمارهٔ ۹۲ : ز تو چشم وفا داریم و هیهات این کجا باشد
شمارهٔ ۹۳ : اگر گویم که مهر و مه، ز رخسارت حیا باشد
شمارهٔ ۹۴ : مست شراب عشقش بی باده مست باشد
شمارهٔ ۹۵ : شب قدر بی قراران سر زلف یار باشد
شمارهٔ ۹۶ : مأوای غمت جز دل پردرد نباشد
شمارهٔ ۹۷ : خوبی و بتا از تو جفا دور نباشد
شمارهٔ ۹۸ : در سر غم تو دارم دستار و سر چه باشد
شمارهٔ ۹۹ : چه نکته بود که ناگه ز غیب پیدا شد
شمارهٔ ۱۰۰ : ندانم تا دگربار این دل ریشم چه شیدا شد
شمارهٔ ۱۰۱ : ای که رخت به روشنی غیرت آفتاب شد
شمارهٔ ۱۰۲ : مهر رخسار تو داغ عشق بر دل میکشد
شمارهٔ ۱۰۳ : سلطنت کی کند آن شاه که درویش نشد
شمارهٔ ۱۰۴ : آن آفتاب دولت بر چرخ ما برآمد
شمارهٔ ۱۰۵ : روح القدس از کوی خرابات برآمد
شمارهٔ ۱۰۶ : تا فضل خدا بر صفت ذات برآمد
شمارهٔ ۱۰۷ : بهار آمد بهار آمد بهارِ سبزپوش آمد
شمارهٔ ۱۰۸ : گشودم در ازل مصحف، رخ یارم به فال آمد
شمارهٔ ۱۰۹ : چنین که چهره خوب تو دلبری داند
شمارهٔ ۱۱۰ : دل زار از تو بیزاری تواند کرد، نتواند
شمارهٔ ۱۱۱ : عارفان از دو جهان صحبت جانان طلبند
شمارهٔ ۱۱۲ : تقلید روان از ره توحید بعیدند
شمارهٔ ۱۱۳ : آنان که به تقلید مجرد گرویدند
شمارهٔ ۱۱۴ : عشاق، هوای رخ زیبای تو دارند
شمارهٔ ۱۱۵ : کیست که از ره کرم حاجت ما روا کند
شمارهٔ ۱۱۶ : تشبیه رویت آن که به گل یاسمن کند
شمارهٔ ۱۱۷ : دل فغان از جورت ای جان حاش لله چون کند؟
شمارهٔ ۱۱۸ : یار ما صاحب حسن است جفا چون نکند
شمارهٔ ۱۱۹ : چشمی که جز مطالعه روی او کند
شمارهٔ ۱۲۰ : ماه بدر از روی خورشیدم حکایت میکند
شمارهٔ ۱۲۱ : عقل را سودای گیسوی تو مجنون میکند
شمارهٔ ۱۲۲ : صاحب نظران قیمت سودای تو دانند
شمارهٔ ۱۲۳ : عارفان روی تو را نور یقین میخوانند
شمارهٔ ۱۲۴ : آنجا که وصف سرو گل اندام ما کنند
شمارهٔ ۱۲۵ : عابدان حق سجود قبله رویت کنند
شمارهٔ ۱۲۶ : سر چه باشد که نثار قدم یار کنند
شمارهٔ ۱۲۷ : دردمندان تو اندیشه درمان نکنند
شمارهٔ ۱۲۸ : صور دمم تا همه بی جان شوند
شمارهٔ ۱۲۹ : حق بین نظری باید تا روی مرا بیند
شمارهٔ ۱۳۰ : قمر از روی تو دارد خبری، میگویند
شمارهٔ ۱۳۱ : قبله عشاق عارف صورت رحمان بود
شمارهٔ ۱۳۲ : آمد از کتم عدم این نطفه در ملک وجود
شمارهٔ ۱۳۳ : بازآ که بی رویت شدم سیر از جهان و جان خود
شمارهٔ ۱۳۴ : نیستم یک دم ز عشقت ای صنم پروای خود
شمارهٔ ۱۳۵ : آفتاب روی یار از مطلع جان رخ نمود
شمارهٔ ۱۳۶ : گر ماه من شبی چون تابان قمر برآید
شمارهٔ ۱۳۷ : شبی که ماه من از مطلع جمال برآید
شمارهٔ ۱۳۸ : به جان وصل تو میخواهم ولیکن برنمیآید
شمارهٔ ۱۳۹ : مقام عشق مهرویان دل پردرد میباید
شمارهٔ ۱۴۰ : مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمیباید
شمارهٔ ۱۴۱ : بیا که بیتو مرا این جهان نمیباید
شمارهٔ ۱۴۲ : آن کو نظر به روی تو کرد و خدا ندید
شمارهٔ ۱۴۳ : کشته عشق ترا گر خونبها خواهد رسید
شمارهٔ ۱۴۴ : جان به لب تا نرسید از تو به کامی نرسید
شمارهٔ ۱۴۵ : ساقی سیمین برآمد باده میباید کشید
شمارهٔ ۱۴۶ : شرح غم دل ما با یار ما که گوید؟
شمارهٔ ۱۴۷ : روشن است این و راست میگوید
شمارهٔ ۱۴۸ : کفر زلفت گر نهد بر سر مرا یکبار بار
شمارهٔ ۱۴۹ : مست جام حسن یارم وز دو چشمش پرخمار
شمارهٔ ۱۵۰ : در خرابات عشق وقت سحر
شمارهٔ ۱۵۱ : دوش باز آمد به برج آن طالع ماهم دگر
شمارهٔ ۱۵۲ : ای با دلم عشق تو را هر لحظه بازاری دگر
شمارهٔ ۱۵۳ : ای گل روی تو را حسن و بهایی دگر
شمارهٔ ۱۵۴ : رق منشور است انسان، رق نگر
شمارهٔ ۱۵۵ : دلبری دارم بغایت شوخ چشم و فتنه گر
شمارهٔ ۱۵۶ : اگر او او نماید ید رخ چون مه مه و خور خور
شمارهٔ ۱۵۷ - استقبال از حافظ : تکیه کن بر فضل حق، ای دل ز هجران غم مخور
شمارهٔ ۱۵۸ : ای ز آفتاب رویت روز جهان منور
شمارهٔ ۱۵۹ : بر سینه من ناوک مژگان زدهای باز
شمارهٔ ۱۶۰ : بر سر کوی تو دارم سر سربازی باز
شمارهٔ ۱۶۱ : زلف یارم را نه تنها دلبری کار است و بس
شمارهٔ ۱۶۲ : ز من که طایر قافم نشان عنقا پرس
شمارهٔ ۱۶۳ : ای صورت جمالت بر لوح جان منقش
شمارهٔ ۱۶۴ : باطن صافی ندارد صوفی پشمینه پوش
شمارهٔ ۱۶۵ : رشته پرتاب جان تا چند سوزانم چو شمع
شمارهٔ ۱۶۶ : میکشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
شمارهٔ ۱۶۷ : صراحی میزند هردم انالحق
شمارهٔ ۱۶۸ : ای صبا هست رخ یار به غایت نازک
شمارهٔ ۱۶۹ - ستایش فضلالله نعیمی : تا شنیدم سخن فضل خدا در کپنک
شمارهٔ ۱۷۰ - ستایش فضلالله نعیمی : دولت وصل تو را یافتهام در کپنک
شمارهٔ ۱۷۱ : ای از لب تو تنگ شکر آمده به تنگ
شمارهٔ ۱۷۲ : این چه چشم است این چه ابرو این چه زلف است این چه خال؟
شمارهٔ ۱۷۳ : در ضمیرم روز و شب نقش تو میبندد خیال
شمارهٔ ۱۷۴ : خرامان میرود دلبر به بستان وقت گل گل گل
شمارهٔ ۱۷۵ : ای ز رخسارت الی الرحمن ذوالعرش السبیل
شمارهٔ ۱۷۶ : بر من جفا ز غمزه یار است والسلام
شمارهٔ ۱۷۷ : لوح محفوظ است رویش زلف و خال و خط کلام
شمارهٔ ۱۷۸ : صورت رحمان من آن روی نکو دانستهام
شمارهٔ ۱۷۹ : من به توفیق خدا، ره به خدا یافتهام
شمارهٔ ۱۸۰ : تا منور شد ز خورشید رخ او دیدهام
شمارهٔ ۱۸۱ : نظر برداشت از من تا حبیبم
شمارهٔ ۱۸۲ : من شاهباز زاده شاه شریعتم
شمارهٔ ۱۸۳ : من گنج لامکانم اندر مکان نگنجم
شمارهٔ ۱۸۴ : به بوی زلف مشکینت گرفتار صبا بودم
شمارهٔ ۱۸۵ : در خمارم ساقیا! جام جمی میبایدم
شمارهٔ ۱۸۶ - ستایش فضلالله نعیمی : من آن گنجم که در باطن هزاران گنج زر دارم
شمارهٔ ۱۸۷ : قسم به مهر جمالت که جز تو ماه ندارم
شمارهٔ ۱۸۸ : ترک شراب کی کنم من که چو رند فاسقم؟
شمارهٔ ۱۸۹ : هر آن نقشی که می بندی نگارا ناقش آنم
شمارهٔ ۱۹۰ : منم آن دو هفته ماهی که بر آسمان جانم
شمارهٔ ۱۹۱ - ستایش فضلالله نعیمی : پیش روی فضل حق جان را یقین قربان کنم
شمارهٔ ۱۹۲ : شد ملول از خرقه ازرق دل من، چون کنم؟
شمارهٔ ۱۹۳ - ستایش فضلالله نعیمی : فضل اله یار شد یار دگر چه میکنم
شمارهٔ ۱۹۴ : چشم مستش به خواب میبینم
شمارهٔ ۱۹۵ : شبی چون شمع می خواهم که پیش یار بنشینم
شمارهٔ ۱۹۶ : ما حاصل از حیات رخ یار کردهایم
شمارهٔ ۱۹۷ : علت غایی ز امر کن فکان ما بودهایم
شمارهٔ ۱۹۸ : ما مرید پیر دیر و ساکن میخانهایم
شمارهٔ ۱۹۹ : چشم ما بینا به حق شد، ما به حق بینا شدیم
شمارهٔ ۲۰۰ : صلاح از ما مجو زاهد که ما رندیم و قلاشیم
شمارهٔ ۲۰۱ : با روی او مگو که ز گلزار فارغیم
شمارهٔ ۲۰۲ : ای که نگذشتی ز رویش بر صراط مستقیم
شمارهٔ ۲۰۳ : گوهر گنج حقیقت به حقیقت ماییم
شمارهٔ ۲۰۴ : شق شد سماوات دخان از وجه خوب دلبران
شمارهٔ ۲۰۵ : ناوک غمزه هر دمم می زند از کمین کمان
شمارهٔ ۲۰۶ : سر خدا که بود نهان در همه جهان
شمارهٔ ۲۰۷ : ح ا ج یا خدای جهان!
شمارهٔ ۲۰۸ : ای جمالت گشته پیدا در نهان خویشتن
شمارهٔ ۲۰۹ : به کوی یار میباید به چشم خونفشان رفتن
شمارهٔ ۲۱۰ : حدیث لعل تو نتوان بدین زبان گفتن
شمارهٔ ۲۱۱ : تو رسم دلبری داری و دانی دلبری کردن
شمارهٔ ۲۱۲ : بیار باده که عید است و روز می خوردن
شمارهٔ ۲۱۳ : طالب توحید را باید قدم بر «لا» زدن
شمارهٔ ۲۱۴ : گفته بودی با تو کار من به سر خواهد شدن
شمارهٔ ۲۱۵ : طالب یار، اول او را یار میباید شدن
شمارهٔ ۲۱۶ : من ز عشق یار نتوانم به جان بازآمدن
شمارهٔ ۲۱۷ : نه چرخ دیده نه سیاره از بدایت حسن
شمارهٔ ۲۱۸ : ساقی! نسیم وقت گل آمد شتاب کن
شمارهٔ ۲۱۹ - ستایش فضلالله نعیمی : گر طالب بقایی اول فنا طلب کن
شمارهٔ ۲۲۰ - در ستایش حافظ : بیا ای گنج بی پایان، چو خود ما را توانگر کن
شمارهٔ ۲۲۱ - نکوهش دزدان لباس روحانیت : ای دل ار پختهٔ عشقی، طمعِ خام مکن
شمارهٔ ۲۲۲ : قصد زلف یار داری در سر ای دل هی مکن
شمارهٔ ۲۲۳ : با بخت سعد یارم چون هست یار با من
شمارهٔ ۲۲۴ : گل ز خجالت آب شد پیش رخ نگار من
شمارهٔ ۲۲۵ - ستایش فضلالله نعیمی : گر شبی بازآید از در شمع جان افروز من
شمارهٔ ۲۲۶ : ای دهانت پسته خندان من
شمارهٔ ۲۲۷ : آن شهنشاهم که از نطق «هی العلیا»ی من
شمارهٔ ۲۲۸ : ای در بلا فتاده دل مبتلای من
شمارهٔ ۲۲۹ : با چنین حسن آن صنم گر بی حجاب آید برون
شمارهٔ ۲۳۰ : گر شبی ماه من از ابر نقاب آید برون
شمارهٔ ۲۳۱ : آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
شمارهٔ ۲۳۲ : روی خداست ای صنم روی تو، رای من ببین
شمارهٔ ۲۳۳ : عاقل دانا بیاب آیت سحر مبین
شمارهٔ ۲۳۴ : ای سر زلف شکن بر شکن و چین بر چین
شمارهٔ ۲۳۵ : ماه اگر خوانم رخت را، نیست مه تابان چنین
شمارهٔ ۲۳۶ : عشق اگر بازد کسی با روی دلداری چنین
شمارهٔ ۲۳۷ : ندا آمد به جان از چرخ پروین
شمارهٔ ۲۳۸ : آیینه دل پاک دار، ای طالب دیدار او
شمارهٔ ۲۳۹ : زلفت شب است ای سیمتن! رویت مه تابان در او
شمارهٔ ۲۴۰ : نگارا بیسر زلفت پریشانم، به جان تو
شمارهٔ ۲۴۱ : عاشقم بر قامت رعنای تو
شمارهٔ ۲۴۲ : دل مردم به جان آمد ز دست آن کمان ابرو
شمارهٔ ۲۴۳ : دویی شرک است از آن بگذر، موحد باش و یکتا شو
شمارهٔ ۲۴۴ : در عشق تو ای مهرو! عاشق چو منی کوکو؟
شمارهٔ ۲۴۵ : ای جان عاشق از لب جانان ندا شنو
شمارهٔ ۲۴۶ : با غیر مگو حالم، کاغیار نداند به
شمارهٔ ۲۴۷ : باز آمد آن خورشید جان در رخ نقاب انداخته
شمارهٔ ۲۴۸ : ای خیال چشم مستت خون صهبا ریخته
شمارهٔ ۲۴۹ : ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته
شمارهٔ ۲۵۰ : ای بر گل عذارت ریحان تر نوشته
شمارهٔ ۲۵۱ : ای نوبت جمال تو در ملک جان زده
شمارهٔ ۲۵۲ : ای رخ ماه پیکرت شاهد بر پری زده
شمارهٔ ۲۵۳ : ای به میان دلبران زلف تو بر سر آمده
شمارهٔ ۲۵۴ : ای جمالت نسخه اسماء حسنی آمده
شمارهٔ ۲۵۵ - نکوهش قضات رشوهخوار : دلیل ما شد آن ساقی به دارالعیش میخانه
شمارهٔ ۲۵۶ : منم آن رند فرزانه که دادم جان به جانانه
شمارهٔ ۲۵۷ : تا بر اطراف سمن مشک ختن ریختهای
شمارهٔ ۲۵۸ : ای ماه من چرا ستم از سر گرفتهای
شمارهٔ ۲۵۹ : بر گل از عنبر تر نقطه سودا زدهای
شمارهٔ ۲۶۰ : بر گرد مه ز مشک خطی برکشیدهای
شمارهٔ ۲۶۱ : دلیل صبح سعادت، محمد عربی
شمارهٔ ۲۶۲ : ای که حاجت ز در اهل ریا میطلبی
شمارهٔ ۲۶۳ : گر شبی دولت به دستم زلف یار انداختی
شمارهٔ ۲۶۴ : یارب، ای سرو من! امشب در کنار کیستی؟
شمارهٔ ۲۶۵ : ای ز قیام قامتت هر طرفی قیامتی
شمارهٔ ۲۶۶ : ای باغ جنت از گل روی تو آیتی
شمارهٔ ۲۶۷ : ای ظاهر از مظاهر اشیا! خوش آمدی
شمارهٔ ۲۶۸ : گر کنی قبله جان روی نگاری، باری
شمارهٔ ۲۶۹ : منه بر مهر خوبان دل، نصیب از عقل اگر داری
شمارهٔ ۲۷۰ : گمان مبر که به صد جور و صد دل آزاری
شمارهٔ ۲۷۱ : ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
شمارهٔ ۲۷۲ : وصالت عمر جاوید است و بخت سعد و فیروزی
شمارهٔ ۲۷۳ : با چنین رفتن، به منزل کی رسی؟
شمارهٔ ۲۷۴ : عاشقانت گرچه بسیارند، ما زانها یکی
شمارهٔ ۲۷۵ - ستایش فضلالله نعیمی : دم حق دمید در ما، دم فضل لایزالی
شمارهٔ ۲۷۶ - ستایش فضلالله نعیمی : فضل حق میدهدم هردم از این می جامی
شمارهٔ ۲۷۷ : گوهر دریای وحدت آدم است، ای آدمی
شمارهٔ ۲۷۸ : بیار ای ساقی مهوش! می گلرنگ روحانی
شمارهٔ ۲۷۹ : دل ما جای غم توست و تو هم میدانی
شمارهٔ ۲۸۰ : به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی
شمارهٔ ۲۸۱ : بیا ای احسن صورت! بیا ای اکمل معنی
شمارهٔ ۲۸۲ : زلف را بر هر دو رخ جا می کنی
شمارهٔ ۲۸۳ : جام شراب و ساقی زیبا و بانگ نی
شمارهٔ ۲۸۴ : اگر میرم ز ناز نازنینی
شمارهٔ ۲۸۵ : زهی چشم و زهی ابرو، زهی روی
شمارهٔ ۲۸۶ : پاک دار آینه ات آینه اللهی
شمارهٔ ۲۸۷ : گر تو عاشق می شوی بر «واو» شو بر «جیم » و «هی »
شمارهٔ ۲۸۸ : از می عشقش کنون مستم نه هی
شمارهٔ ۲۸۹ : ز سودای سر زلفش سرم دنگ است و سودایی
شمارهٔ ۲۹۰ : ببرد آرام و صبر از من پری پیکر دلارایی