برگردان به زبان ساده
ای در بلا فتاده دل مبتلای من
کس را مباد هیچ بلا چون بلای من
هوش مصنوعی: ای دل زار من که در سختیها گرفتار شدهای، کسی را نصیب نشود که بلا و مصیبتی چون مصیبت من بیفتد.
از درد عشق یار چنان مبتلا شدم
کاندر جهان طبیب نداند دوای من
هوش مصنوعی: به خاطر عشق یار به شدت بیمار شدم به طوری که هیچ پزشکی در دنیا نمیداند چگونه میتوانم درمان شوم.
عشق از برای دل بود و دل برای عشق
من از برای دردم و درد از برای من
هوش مصنوعی: عشق به خاطر دل است و دل به خاطر عشق. من به خاطر درد خودم هستم و درد هم به خاطر من وجود دارد.
نقش خیال یار ز پیشم نمی رود
گر صد هزار تیغ رسد در قفای من
هوش مصنوعی: تصویر محبوبم از جلوی چشمانم نمیرود، حتی اگر به اندازه صد هزار شمشیر به دنبالم بیفتند.
می خواهم از خدای، وصالش به صد دعا
باشد که مستجاب شود یک دعای من
هوش مصنوعی: میخواهم از خدا بخواهم که به صد دعا، تنها یک دعا از من را برآورده کند و به وصالش برساند.
جور و جفای توست عطیه بر اهل دل
این تحفه بود در دو جهان خود عطای من
هوش مصنوعی: بدی و ظلم تو، هدیهای برای دلهای پاک است؛ این میوهای است که در دو جهان برای من باقی مانده است.
از آه آتشین نسیمی شود چو موم
گر سنگ خاره گوش کند ناله های من
هوش مصنوعی: از درد و نالههای سوزان من نسیمی به وجود میآید که مانند موم نرم میشود. اگر سنگ سخت هم به زخمهای دل من گوش کند، تحت تأثیر نالههایم قرار میگیرد.