برگردان به زبان ساده
ای بر دل پردردم هردم ز تو آزاری
کی بود و کجا باشد مثل تو دل آزاری
هوش مصنوعی: ای کسی که همیشه در دل من ناآرامی و دردی به وجود میآوری، کی و کجا میتوان مانند تو کسی را پیدا کرد که اینقدر دل را به درد میآورد؟
ای جور و جفا کارت، تا کی کشم آزارت
جز جور و جفا با من، هرگز نکنی کاری
هوش مصنوعی: مدت زیادی میگذرد که من رفتار ناعادلانه و سختگیرانه تو را تحمل میکنم، و دیگر هیچ کار خوبی از تو ندیدهام.
ریزی به جفا خونم، آنگاه کنی پرسش
مثل تو کجا باشد در هر دو جهان یاری
هوش مصنوعی: من را با رفتار ناپسند خود آزردهخاطر میکنی، اما سپس از من سوال میکنی که مانند تو در این دو جهان، یاری پیدا میشود یا نه.
بر بوی گل وصلت ای غنچه لب بسته!
تا کی شکنی هردم در پای دلم خاری؟
هوش مصنوعی: بر بوی گل دیدارت ای غنچه که هنوز لب نگشادهای، تا کی میخواهی هر لحظه دل مرا آزار دهی؟
بی دانش و دین و دل باد، ای بت سیمین بر
جانی که نمی خواهد از زلف تو زناری
هوش مصنوعی: بدون دانش و دین و دل، ای معشوق نقرهای، بر کسی که نمیخواهد از موهای تو بندی به خود ببندد.
ای از نظرم پنهان روی تو، نه پنهان به
از دیده هر بلبل چون روی تو گلزاری
هوش مصنوعی: ای کسی که در نظرم پنهانی، زیباییات از چشم هر بلبل هم پنهانتر است، زیرا وقتی که تو را نمیبینم، گویی در میان گلزارها گم شدهام.
درد تو به هر ساعت داغی نهدم بر دل
ای شعله زنان از تو در هر جگری ناری
هوش مصنوعی: عشق و خبری از تو هر لحظه در دل من داغی به وجود میآورد. ای آتشنشان، در هر دل و بینش من شعلهای از محبت تو میسوزد.
در محنت و غم صابر، در جور و جفا کامل
کو خسته دلی چون من یا همچو تو دلداری؟
هوش مصنوعی: میگوید که در سختی و درد باید صبر کرد و در برابر ظلم و بیرحمی باید به کامل بودن ایمان داشت. آیا در دل کسی همچون من، که خسته و پریشان است، رحمی وجود دارد یا دلدار و یاری مانند تو پیدا میشود؟
گفتی نظر اندازم بر زاری زار خود
ای دلبر عاشق کش! کو همچو من زاری؟
هوش مصنوعی: ای دلبر عاشقکش! تو گفتی که بر درد و رنج خود نگاه کنم، اما کجا کسی را مییابی که مانند من زار و نالان باشد؟
در عشق رخت تا چند، ای ماه وفا پیشه!
صدگونه جفا باشد بر من ز هر اغیاری
هوش مصنوعی: عزیزم، تا کی میخواهی با زیباییات به من ظلم کنی؟ هر بیگانهای میتواند به من آسیب برساند و من از تو انتظار وفاداری دارم.
گاهی جگرم سوزی، گه خون دلم ریزی
چند از تو شوم هردم آویخته بر داری
هوش مصنوعی: گاهی دلم به شدت میسوزد و گاهی از غم و اندوهم اشک میریزم. من همیشه به یاد تو هستم و در هر لحظه احساس میکنم که به تو وابستهام.
صد باره دل ریشم کردی به جفا پرخون
وز روی وفا او را ننواخته ای باری
هوش مصنوعی: دل من بارها به خاطر خوبیهای تو زخم شده و پر از درد شده است، اما تو هرگز به خاطر وفای من به او گوش ندادید.
محنت زده ای چون من در عشق تو کم دیدم
با آنکه چو من داری محنت زده بسیاری
هوش مصنوعی: در عشق تو، من مانند کسی که دچار رنج و سختی است، کمتر دیدهام. با اینکه تو خود نیز مانند من، افرادی را که دچار سختی هستند، بسیار دیدهای.
در سینه نسیمی را اسرار تو می جوشد
کو همنفس صادق یا محرم اسراری؟
هوش مصنوعی: در دل من هوای تو را میپرورانم، آیا کسی هست که رازهای تو را درک کند یا با من همنفس باشد و بتواند به راستی به اسرار تو پی ببرد؟