برگردان به زبان ساده
به عشقت جان و دل دادم به غم زان گشتم ارزانی
به بند زلفت افتادم از آنم در پریشانی
هوش مصنوعی: برای عشق تو جان و دل خود را فدا کردم و از غم تو به راحتی گذشتم. به خاطر موهای تو به چنین حالتی افتادهام و از آن زمان در بینظمی و پریشانی زندگی میکنم.
چو چشمت گوشهگیرم چون ز چشمت دل نگه دارم
که با این چشم و این ابرو بلای گوشهگیرانی
هوش مصنوعی: وقتی به چشمانت نگاه میکنم، مثل این است که دلم را به آنها میسپارم، چون این چشمان و ابروهای زیبا میتوانند دردسرها و مشکلات زیادی به وجود آورند.
به ابرو هر نفس چشمت دلی میدزدد از مردم
ندانم چون نگه دارم دل از دزدان پنهانی
هوش مصنوعی: هر لحظه که به ابرویت نگاه میکنم، چشمانت دلی از دیگران میرباید، و من نمیدانم چگونه میتوانم دلم را از دزدان پنهانی مراقبت کنم.
چه روز است ای صنم! رویت که روشن میکند هردم
رموز لیلة الاسری در آن گیسوی ظلمانی
هوش مصنوعی: روز زیبایی است، ای محبوب! چهرهات هر لحظه رازهای شب معراج را در موهای تاریکت روشن میکند.
معمای سر زلفت به جان گفتم که بگشایم
ولی مشکل شود حاصل بدین آسانی آسانی
هوش مصنوعی: دربارهی زیبایی و جذابیت موهایت، از جانم خواستم که راز را بگشایم، اما میدانم که این کار به این سادگیها میسر نخواهد بود و مشکل خواهد بود.
سویدای دل و چشمم چو هست آرامگاه تو
اگر اینجا کنی منزل و گر آنجا، تو میدانی
هوش مصنوعی: دل و چشم من تنها آرامششان در نزدیکی توست؛ اگر بخواهی در اینجا بمانی یا در آنجا، تو خود میدانی که چه میخواهی.
اگر وصل رخش خواهی چو زلفش چاره آن کن
که سر در پایش اندازی و جان در پایش افشانی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به وصال معشوق برسی، باید به او تسلیم شوی و تمام وجودت را نثار او کنی.
چو زلفت، فتنه پا بیرون نهاد امروز میشاید
به جای خویش اگر او را به جای خویش بنشانی
هوش مصنوعی: امروز وقتی زلفهای تو بیرون آمده، زیباییات اگر او را به جای خودش بگذاری، به خوبی در آنجا جا میگیرد.
مکن درد مرا درمان به ترک عشقش ای ناصح!
که درمانم بسی تلخ است و میدانم که درمانی
هوش مصنوعی: ای ناصح، تو نباید درد مرا با ترک عشقش درمان کنی! چون میدانم که این درمان برایم خیلی تلخ خواهد بود و اصلاً نمیخواهم به آن سمت بروم.
ملک در صورت انسان بدین خوبی نشد ظاهر
چه نوری یارب! ای دلبر! خداوندا! چه انسانی!
هوش مصنوعی: ملک به زیبایی انسان در این شکل و شمایل نمایان نشده است. چه نوری، ای معشوق! خدایا! چه انسانی!
نسیمی را به فضل حق چو وصل یار حاصل شد
بیابد مسند شاهی و بر سر تاج سلطانی
هوش مصنوعی: نسیمی از طرف خداوند به وجود آمد و باعث شد که وصالی همچون وصال یار به دست آید. در نتیجه، او به مقام و جایگاه سلطانی دست پیدا کرد و بر سر خود تاج سلطنت نهاد.