برگردان به زبان ساده
در کوی خرابات مناجات توان کرد
در طور لقا عیش خرابات توان کرد
هوش مصنوعی: در محلهی نابسامانی و بیخبری میتوان با دل و جان مثنوی خواند، و در محیط وصال و نزدیکی به معشوق، زندگی خوشی را تجربه کرد.
گر بازی شطرنج خط و خال تو این است
لیلاج جهان را به رخت مات توان کرد
هوش مصنوعی: اگر در بازی شطرنج نمادها و نشانههای تو اینگونه است، میتوان دنیا را با زیبایی چهرهات به شکست کشاند.
ای زاهد مغرور به طاعت مکن افغان
شیخی به چنین کشف و کرامات توان کرد
هوش مصنوعی: ای کسی که به عبادت خود مغرور شدهای، نشنیدهای که یک فرد با ایمان و پارسا میتواند با شگفتیها و معجزات خود، به نمایش بگذارد که تسلط و قدرتی فراتر از آنچه تو میپنداری، دارد؟
گر مرکب تحقیق توانی به کف آری
سیاره صفت سیر سماوات توان کرد
هوش مصنوعی: اگر بتوانی اسب تحقیق را به دست بگیری، میتوانی مانند سیارهها در آسمانها سفر کنی.
تا کی سخن از خرقه و سجاده و پرهیز
ارشاد بدین کهنه خرافات توان کرد
هوش مصنوعی: تا کی میخواهیم دربارهی لباس روحانی، سجاده و پرهیز از گناه صحبت کنیم و مردم را به این باورهای کهنه و بیاساس راهنمایی کنیم؟
کی بر سر بازار خرابات مغان خرج
سیم دغل از توبه و طامات توان کرد
هوش مصنوعی: کی میتواند در بازار می و خوشگذرانی، پول را به نیرنگ و فریب از توبه و قانونهای سخت به دست آورد؟
روی تو به خوبی نه بدان مرتبه دیدم
کاندیشه حسنش به خیالات توان کرد
هوش مصنوعی: من صورت زیبای تو را به گونهای نمیتوانم توصیف کنم که از درجه و مقام آن فراتر باشد، زیرا افکار و خیالات من آنقدر قوی نیستند که به زیباییات نزدیک شوند.
گر دیده تحقیق بود درک تجلی
از چهره هر ذره ذرات توان کرد
هوش مصنوعی: اگر چشم به درستی ببیند، میتواند نشانههای جلوهگری را در چهره هر ذره از ذرات جهان درک کند.
دادند نشان رخت آن زمره که گفتند
سجده ز برای صنم و لات توان کرد
هوش مصنوعی: آنهایی که گفتند به خاطر بت و بتپرستی باید سجده کرد، نشان زیبایی تو را به من دادند.
چون پیش نسیمی صفت و ذات یکی شد
کی فرق میان صفت و ذات توان کرد
هوش مصنوعی: وقتی که در مقابل نسیمی قرار میگیریم، ویژگیها و ذات یک چیز به هم میآمیزند و دیگر نمیتوان فرقی بین آن دو گذاشت.