برگردان به زبان ساده
میکشد دل یک طرف خط تو کاکل یک طرف
خال مشکین یک طرف زلف چو سنبل یک طرف
هوش مصنوعی: دل را به یک طرف میکشاند خطی که بر پیشانی توست، و کاکل تو را به سوی دیگر، خال سیاه تو به طرفی دیگر، و زلفهات همانند سنبل در سمت دیگر وجود دارد.
بر امید آن که باز آیی تو ای گل! در چمن
چشم بر ره مانده نرگس یک طرف گل یک طرف
هوش مصنوعی: ای گل! من امیدوارم که دوباره برگردی. در چمن، نرگس با چشمانی منتظر به راه نگاه میکند، یک سمت گل است و سمت دیگر هم گل.
هر سحرگه راست کی خسبند مرغان در چمن
ناله من یک طرف، افغان بلبل یک طرف
هوش مصنوعی: هر صبح، زمانی که پرندگان در چمن میخوابند، من به تنهایی ناله میزنم و بلبل هم در سوی دیگر فریاد میکشد.
تا جدا افتاده ام از روی ماهت ای حبیب!
من فتادم یک طرف صبر و تحمل یک طرف
هوش مصنوعی: وقتی که از چهرهی زیبای تو دور شدم، ای محبوب! من در یک سو تنها صبر و تحمل را تجربه کردم.
دارد از زلف پریشانت نسیمی صد بلا
بر سر او هم بلا شد باز کاکل یک طرف
هوش مصنوعی: نسیمی از زلفهای نامنظم تو میوزد و مشکلات بسیاری برای او به وجود آورده است. از سوی دیگر، یک دسته از موهایش هم باز شده و به حالتش افزوده است.