برگردان به زبان ساده
گر کنی قبله جان روی نگاری، باری
ور بری عمر به سر با غم یاری، باری
هوش مصنوعی: اگر چهره زیبایی در کعبه جانت نمایان شود، دیگر چه فرق میکند که به زندگیات با غم و اندوه بگذرانید یا نه؟
کار عشق است برو دست بدار از همه کار
گر کند عمر کسی صرف به کاری، باری
هوش مصنوعی: عشق یک فعالیت خاص و مهم است، بنابراین از تمام کارهای دیگر دست بکش. عشق میتواند زندگی فردی را به سمتی ببرد که تمام عمر خود را صرف آن کند.
زلف او محشر جان است دلا سعیی کن
که در آن حلقه درآیی به شماری، باری
هوش مصنوعی: موی او همانند دنیایی از زیبایی و جذابیت است، ای دل! تلاش کن که به آن حلقه وارد شوی و مورد توجه قرار گیری.
دل به دام تو درافتاد زهی صید ضعیف
کاشکی با همه می بود شکاری، باری
هوش مصنوعی: دل من در دام تو گرفتار شده است. ای صید ضعیف، کاش میتوانستم با همه شکارهایم تو را داشته باشم، ولی حالا فقط به تو علاقهمندم.
غرق دریای غمش تا نشوی با لب خشک
برو ای خواجه! تو بنشین به کناری، باری
هوش مصنوعی: با غمهایش غرق نشو و با لبهای خشک به دریا نرو، ای آقا! بهتر است که کنار بنشینی و تماشا کنی.
گر چو چشمش نتوانی که شوی مست ابد
با چنان غمزه شوخش به خماری باری
هوش مصنوعی: اگر نمیتوانی مانند چشمانش مستی ابدی را تجربه کنی، پس با آن ناز و غمزهاش به حالت خماری بر شو.
ای نسیمی ز خدا دولت منصور طلب
عاشق ار کشته شود بر سر داری باری
هوش مصنوعی: ای نسیم خالص الهی، با تو آرزو دارم که خوشبختی و کامیابی منصور را بخواهم. اگر عاشق به عشقش جان بسپارد، بر سر آن عشق به راستی برکت و رحمت نازل خواهد شد.