برگردان به زبان ساده
ای صبا هست رخ یار به غایت نازک
لب فرو بند و نگه دار به غایت نازک
هوش مصنوعی: ای نسیم، چهره محبوب را که بسیار زیبا و دلرباست نزدیک کن و زبانش را به آرامی ببند و نگاهش را با احتیاط حفظ کن.
از من عاشق اگر زان که خیالت باشد
باز پرس از گل رخسار به غایت نازک
هوش مصنوعی: اگر به عشق من توجه کنی، دوباره از زیبایی و نازکنویی گل رخسارم سؤال کن.
آنگه آهسته بگو حال دلم با چشمش
زان که باشد دل بیمار به غایت نازک
هوش مصنوعی: به آرامی بگو که حال دلم به خاطر او چگونه است، زیرا دل من به شدت آسیبپذیر و حساس است.
پیش چشم و لب او باش دهنبسته که هست
قامتش فتنه و رفتار به غایت نازک
هوش مصنوعی: در برابر او که زیبایی و رفتار دلربایی دارد، باید با احتیاط و ادب رفتار کرد و از گفتن هر چیزی پرهیز کرد.
(چون شوی مست مکن عربده با غمزهٔ او
که بُوَد غمزهٔ دلدار به غایت نازک)
هوش مصنوعی: هنگامی که مست میشوی، با چشمان پر از ناز او درگیر نشو، زیرا این نگاه از جانب معشوق بسیار لطیف و شکننده است.
(سجدهٔ شکر کن از من بر آن سرو که هست
قامتش فتنه و رخسار به غایت نازک)
هوش مصنوعی: از من بخواه تا سجدهٔ شکر به خاطر آن درخت بلند و زیبا بکنم، که قامتش بسیار جذاب و چهرهاش به اندازهای لطیف و نازک است که آدم را به حیرت میبرد.
(با لبش دم گر زند نفخه دم صدق گوی
که لبش هست به گفتار به غایت نازک)
هوش مصنوعی: اگر او با لبش نفس بکشاند و حقیقتی را بگوید، همین کافی است که بگوییم لبش در بیان کلمات بسیار نرم و لطیف است.
با دهانش برسان از دل تنگم خبری
همچو آن تنگ شکربار به غایت نازک
هوش مصنوعی: با حرفهایش خبر از دل پر از نگرانیام بدهد، مثل ظرف شیرینی که به شدت لطیف و حساس است.
چاره این دل پردرد ندانم چه کنم
پر شده بادهٔ اسرار به غایت نازک
هوش مصنوعی: نمیدانم با این دل پر از درد چه باید بکنم، چرا که سرشار از اسرار و نازک خیالی شده است.
بود نازک ز غمت جان نسیمی همه عمر
رحمتی کن که شد این بار به غایت نازک
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، جانم به لطافتی شبیه نسیم شده است. تمام عمر، رحمتی به من کن، زیرا این بار در اوج حساسیت و آسیبپذیری قرار دارم.