برگردان به زبان ساده
مرا خون هست از چشمم، می و ساغر نمیباید
چنین مخمور و مستی را مِیِ دیگر نمیباید
هوش مصنوعی: من از چشمانم گناه و آتش برمیخیزد و این حالت مستی و نشئگی من برای این می و ساغر نیست. نیازی به می دیگری ندارم.
چو می در خُم همیجوشم، بدین سر پرده میپوشم
ظهور کنت کنزا را جز این مظهر نمیباید
هوش مصنوعی: وقتی که شراب در خُم به جوش میآید، من با این سرپوش، ظهور حقیقت تو را میپوشانم و هیچ مظهری جز این نمیتواند وجود داشته باشد.
بیا ای ساقی باقی که مستان جمالت را
به غیر از شمع رخسارت چراغی درنمیباید
هوش مصنوعی: ای ساقی زیبا، بیا! مستان و عاشقان تو هیچ نور و روشناییای جز نور چهرهی تو ندارند، پس تنها شمع چهرهات روشنیبخش دلهای آنهاست.
به جز نقل لبش با ما مگو ای مطرب مجلس
که اهل ذوق را نقلی جز این شکّر نمیباید
هوش مصنوعی: ای مطرب مجلس، تنها از لبهای او بگو و غیر از این حرفی نزن، زیرا اهل ذوق فقط همین شیرینی را میخواهند.
اگر با زلف او داری سر سودا، ز سر بگذر
که با سودای زلف او هوای سر نمیباید
هوش مصنوعی: اگر بفروشی در عشق او، باید از خودت و همه چیزت بگذری، چون عشق او اجازه نمیدهد که به چیزهای دیگر فکر کنی.
چو شمع از آتش عشقش برافروز ای دل عارف
که تنها در غم عشقش رخ چون زر نمیباید
هوش مصنوعی: ای دل عارف، مانند شمعی باش که از آتش عشق او روشن میشود. تنها در غم عشق اوست که چهرهات باید مانند طلا درخشان باشد.
مجو جز گوهر وصلش ز بحر کاف و نون ای دل
که غواصان معنی را جز این گوهر نمیباید
هوش مصنوعی: ای دل، به دنبال چیزی جز محبت و وصال او نباش، زیرا غواصان معانی عمیق تنها به این گوهر ارزشمند دست مییابند.
ز الفقر خط و خالش سواد الوجه اگر داری
فقیر پایه قدرت از این برتر نمیباید
هوش مصنوعی: اگر از فقر نشانههایی بر چهرهات دیده میشود، نباید نگران باشی. چرا که اگر دارای فقر هستی، مقام و قدرتی که از آن برخوردار هستی، از این وضعیت بالاتر و ارزشمندتر است.
چو خاک آستان او مرا بالین و بستر شد
جز این بالین نمیخواهم، جز این بستر نمیباید
هوش مصنوعی: چون خاک پای محبوب او، برای من تکیهگاه و بستر شده است. من به غیر از این تکیهگاه و این بستر، چیزی نمیطلبم.
مرا آن چهره زیبا بس است ای سنبل رعنا
قرین گل جز این ریحان جانپرور نمیباید
هوش مصنوعی: به من فقط همان چهره زیبا و دلانگیزت کافیست، ای سنبل خوشبو. هیچ گلی بهتر از این ریحان جاننواز نمیخواهم.
نسیمی حرف نام خود سترد از دفتر عفت
که نام هرکه عاشق شد در این دفتر نمیباید
هوش مصنوعی: نسیمی برخاست و نام خود را از دفتر عفت پاک کرد، چون نام هرکسی که عاشق شود نباید در این دفتر ثبت شود.