برگردان به زبان ساده
یارب، ای سرو من! امشب در کنار کیستی؟
دوش بودی یار من، امروز یار کیستی؟
هوش مصنوعی: خدایا، ای درخت زیبای من! امشب کنار چه کسی هستی؟ دیشب تو یار من بودی، امروز با چه کسی هستی؟
صبر و آرام از دلم بردی و رفتی از نظر
ای انیس جان و دل! صبر و قرار کیستی؟
هوش مصنوعی: تو که آرامش و صبر را از دلم گرفتی و از دیدهام دور شدی، ای عزیز جان و دل! تو کیستی که اینگونه در من بیقراری به وجود آوردی؟
برده ای دامن ز دست روزگار بخت من
ای نگار من! بدست روزگار کیستی؟
هوش مصنوعی: ای عشق من، تو که بر دامن روزگار چنگ انداختهای، چه قدر از سرنوشت من خبر داری؟ روزگار چه بر سر من آورده که تو در این میان هستی؟
جام در خون می زند بی لعل مستت دیده ام
ای می نوشین روان! دفع خمار کیستی؟
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در حال نوشیدن جرعهای هستم که آنقدر شادی و لذت به ارمغان میآورد که نگاهم را پر کرده و مرا سرمست میکند. ای نوشیدنی شیرین و خوشرنگ، تو چه موجود شگفتانگیزی هستی که میتوانی اینقدر خستگی را از من دور کنی؟
ای به تیر غمزه ابروی کماندارت مرا
کرده قربان پیش چشم، آخر شکار کیستی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که با نگاه زیبا و دلربایت مرا مانند قربانی به قربانگاه کشاندهای، آخرین سؤالم این است که تو اصلاً چهکسی هستی که اینگونه دل مرا به تسخیر خود درآوردهای؟
می کنم هردم به خون رخساره بی رویت نگار
ای ز رویت فتنه عالم! نگار کیستی؟
هوش مصنوعی: هر لحظه به خاطر نبودن تو و چهرهات دلم به درد میآید، ای زیبا! از صفات بینظیرت در عالم چه فتنهای به پا شده است! تو کیستی؟
خار سودای توام زد آتش غم در جگر
ای گل سیراب نسرین بر عذار کیستی؟
هوش مصنوعی: در دل من عشق تو چون خار شده و آتشی از غم بر جانم افکنده است. ای گل خوشبو و زیبا، تو کیستی که اینگونه بر چهرهات میتابی؟
ای به شمشیر محبت خون خلقی ریخته
داروی درد دل امیدوار کیستی؟
هوش مصنوعی: ای کسی که با شمشیر محبت، خون مردم را به زمین ریختهای و دردی را که در دلهاست با داروی خود درمان میکنی، تو کیستی؟
بی لبت لؤلؤی تر می بارم از مژگان به خاک
ای صدف! پاکیزه در شاهوار کیستی؟
هوش مصنوعی: اگر لبت نبود، از چشمانم چونان دانههای مروارید بر زمین میریزم، ای صدف! تو در این زیبایی چقدر خالص و زیبا هستی؟
جعد زلفش را بسی آشفته میبینم اسیر
ای نسیمی مر تو باری در شمار کیستی؟
هوش مصنوعی: موهای پیچیده و به هم ریختهاش را به وضوح میبینم و ای نسیم، تو را خواهم پرسید که آیا تو هم از او خبر داری یا نه؟