برگردان به زبان ساده
آن که ماه از شرم رویش بی نقاب آید برون
وز گریبانش سحرگه آفتاب آید برون
هوش مصنوعی: آن کسی که چهرهاش از زیبایی مانند ماه به طور پنهان و رازآلود دیده میشود و صبحگاهان از دل لباسش نور آفتاب به زندگیاش تابیده میشود.
گفتمش: بر عارضت آن قطره های ژاله چیست؟
زیر لب خندید و گفت: از گل گلاب آید برون
هوش مصنوعی: به او گفتم: چرا بر روی صورتت دانههای شبنم مشاهده میشود؟ او به آرامی خندید و پاسخ داد: اینها از گل گلاب به وجود آمدهاند.
آن که دعوی می کند در دور چشمت زاهدی
خرقه اش را گر بپالایی شراب آید برون
هوش مصنوعی: آن کسی که در مقابل چشمان تو خود را زاهد و پرهیزگار میداند، اگر تو لباس زهدش را کنار بزنی، شراب و لذتهای زندگی از درون او بیرون میآید.
کی برون آید لبت از عهده بوسی که گفت
چون محال است کآب حیوان از سراب آید برون
هوش مصنوعی: کی میتوانی از لبانت بیرون بیاوری بوسهای که گفتید، زیرا این کار مانند این است که بگویی آب حیات از سراب میتواند بیرون بیاید.
گر بگویم قصه شوق تو با چنگ و رباب
ناله های زار از چنگ و رباب آید برون
هوش مصنوعی: اگر بخواهم داستان عشق تو را با ساز و آهنگ بگویم، نالههای غمانگیز از ساز و آهنگ جاری خواهد شد.
از جگر گر خون بریزد دل، غذا سازد روان
قوت آتش باشد آن خون کز کباب آید برون
هوش مصنوعی: اگر دل از شدت درد و ناراحتی خون گریه کند، روح انسان غذایی برای خود فراهم میکند و آن خون که از کباب به بیرون میآید مانند نیرویی برای آتش است.
بر امید دیدن رویش نسیمی روز حشر
همچو نرگس از لحد مست و خراب آید برون
هوش مصنوعی: با امید دیدن چهرهاش، در روز رستاخیز، مانند نرگس از خاک خارج خواهد شد، مست و خراب.