برگردان به زبان ساده
ماییم دل ز عالم بر زلف یار بسته
از دست پرنگارش دل در نگار بسته
هوش مصنوعی: ما دل را از دنیای خارج بر زلف محبوب قفل کردهایم و دلِ ما به دست زیبایی او اسیر شده است.
سودای چشم مستش در جان و دل نشسته
در خاطر از خیالش فکر خمار بسته
هوش مصنوعی: چشم مست او در روح و دل من جا گرفته و یاد او در افکارم خواب خودش را بافته است.
باشد ز حسن و زلفش پای صبا گشاده
از مشک رو سیه شد راه تتار بسته
هوش مصنوعی: باد صبحگاهی با زیبایی و موهای او سر و کار دارد. از عطری که از آن منشأ میگیرد، راههای دشمنان بسته میشود و در میان تاریکی و شگفتی، زیبارویی خود را نمایان میسازد.
ای پرده ای ز سنبل بر یاسمن کشیده
وی برقعی ز ریحان بر لاله زار بسته
هوش مصنوعی: ای پردهای که به زیبایی، از سنبل بر یاسمن کشیده شدهای و مانند پوششی از ریحان بر گلهای لاله نقش بستهای.
ای صورت خدایی، ظاهر در آب و خاکی
وی پیکر الهی بر باد و نار بسته
هوش مصنوعی: ای زیبای خدایی که در آب و خاک ظاهر شدهای، وجود تو مانند پیکرهای الهی که در آتش و باد محصور است.
ای زلف بی قرارت بشکسته چون دل من
عهدی که با دل و جان آن بی قرار بسته
هوش مصنوعی: ای زلف بیقرارت که چون دل من دچار شکستگی شده است، یادآوری میکنم که عهدی با دل و جان من بستهایم که آنها نیز در این بیقراری هستند.
وقت صلوة و سجده، دارم حضور دل چون
نقش تو در دلم هست ای گلعذار بسته
هوش مصنوعی: در زمان نماز و سجده،心 من کاملاً حضور و توجه دارد، زیرا یاد تو مانند نقش و نگاری در دل من جا دارد ای خوشصورت.
ای خال عنبرینت بر «بی » نهاده نقطه
وز مشک سوده خطی بر گل غبار بسته
هوش مصنوعی: ای خال خوشبو و زیبا بر پیشانی «بی» به عنوان نقطهای نشسته و بر روی گل، خطی از مشک کشیده که بر اثر غبار بسته شده است.
ای زلف جان شکارت در حلقه های سودا
جان و دل اسیران چندین هزار بسته
هوش مصنوعی: ای زلفی که جان را به دام خود انداختهای، در میان حلقههای افکاری که در آن گرفتار شدهام، جان و دل هزاران نفر را اسیر کردهای.
از گفتن انا الحق سر تا ابد نپیچد
آن سر که باشد ای جان در فوق دار بسته
هوش مصنوعی: اگر کسی با ایمان و راستین باشد و حقیقت را بشناسد، هرگز دچار تضاد و تردید نخواهد شد، حتی اگر در اوج مشکلات و چالشها باشد.
زلف تو با نسیمی ای نور دیده تا کی
باشد به کین میان را چون روزگار بسته
هوش مصنوعی: زلف تو با نسیم، ای نور چشم من، تا کی باید در کینه و دشمنی باشد، در حالی که روزگار به این وضع ادامه دارد؟