برگردان به زبان ساده
بر سینه من ناوک مژگان زدهای باز
در جان و دلم آتش هجران زدهای باز
هوش مصنوعی: تو با یار چشمهایت به من ضربه زدهای و دوباره در روح و قلبم حس دوری و جدایی را شعلهور کردهای.
من در غم عشق تو همی سوزم و سازم
کز حسن سراپرده سلطان زدهای باز
هوش مصنوعی: من در غم عشق تو میسوزم و مینوازم، چون زیباییات همچون پردهای از سلطان کنار رفته است.
خونابه ز چشم من بیچاره روان شد
تیر دگرم بر دل و بر جان زدهای باز
هوش مصنوعی: چشمان من پر از درد و اشک شده و این درد و رنج تازهای به قلب و جانم افزوده است.
زان شیوه که آن نرگس جادوی تو دارد
وه کز همه سویم ره ایمان زدهای باز
هوش مصنوعی: از طرز رفتار آن نرگس سحری که تو داری، خیلی دلم میسوزد و به خاطر جذبهات از همهجا ایمان خود را باختهام.
زان روی نسیمی سر و سامان ز تو جوید
کز زلف سیاهم سر و سامان زدهای باز
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی تو، نسیم به دنبال نظم و ترتیب میگردد چرا که تو با موهای سیاهت، نظم و ترتیب را به من بخشیدهای.