فصل اول - لطیفهنگاریها
ترکی شیرازی
»
دیوان اشعار
»
فصل اول - لطیفهنگاریها
شمارهٔ ۱ - حب احمد و آل : نمیدانم چه می بود اینکه ساقی داشت در مینا
شمارهٔ ۲ - آفتاب روشن : ساقی به جام ریز ز مینا شراب را
شمارهٔ ۳ - خنجر مژگان : چشم تو و خط و خالت ای بت رعنا!
شمارهٔ ۴ - صید صحرا : تو را که گفت که بگشای روی زیبا را
شمارهٔ ۵ - آب بقا : ای همایون پی و فرخ رخ و فرخنده لقا!
شمارهٔ ۶ - زلف پریشان : جانا سر و جان فدیه بر جان تو بادا
شمارهٔ ۷ - خم زلف : مکن ز شانه پریشان، کمند گیسو را
شمارهٔ ۸ - قامت رعنا : ای رخت چون صبح عید و گیسویت چون شام یلدا
شمارهٔ ۹ - زمان وصال : دیشب به ماه روی تو دیدم حلال را
شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانه : قدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ما
شمارهٔ ۱۱ - آهسته رو : در راه عاشقی ست مرا استوار پا
شمارهٔ ۱۲ - اشک بصر : میل دارم که ببوسم رخ همچون قمرت را
شمارهٔ ۱۳ - قرص خورشید : نگار شوخ شنگ سر و بالا
شمارهٔ ۱۴ - ترک عشقبازی : زاهد چرا؟ همی شکنی ساغر مرا
شمارهٔ ۱۵ - آهوان صحرا : چشم تو به یک کرشمه ای یارا!
شمارهٔ ۱۶ - درد عاشق : حسن تو شکسته نور مهتاب
شمارهٔ ۱۷ - کوی حبیب : دلشده گانیم ما، بر سر کوی حبیب
شمارهٔ ۱۸ - فرقت دلدار : آن پری کز من به یغما برده آرام و شکیب
شمارهٔ ۱۹ - دو زلف پر خم : پرده بردار از رخ چون آفتاب
شمارهٔ ۲۰ - وصال دوست : نازنینا! رحم کن بر این غریب
شمارهٔ ۲۱ - طالع فیروز : عجب شوری است بر سر دارم امشب
شمارهٔ ۲۲ - لعل درفشان : جانا! شکن میفکن بر طاق ابروانت
شمارهٔ ۲۳ - قبلهٔ ابرو : دل برده زمن دلبرکا! غمزه و نازت
شمارهٔ ۲۴ - زخم عشق : همچو من، سوخته جانی به همه عالم نیست
شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریایی : ساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت
شمارهٔ ۲۶ - درای کاروان : لب لعلت، مرا آرام جان است
شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشم : قسم جانا! به جان دوستانت
شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیر : مستی اگر از شرب نبید است و شراب است
شمارهٔ ۲۹ - حلقهٔ رکاب : رویت ای صنم! ماه نخشب است
شمارهٔ ۳۰ - آه آتشبار : قدت چو سرو و، رخسارت چو ماه است
شمارهٔ ۳۱ - سرو صنوبر : باز این تویی بتا! که خطت مشک و عنبر است
شمارهٔ ۳۲ - صد هزار دست : جانا! مکش به زلف چو مشک تتار، دست
شمارهٔ ۳۳ - هزار انگشت : اگر زنی به دل زخمم ای نگار، انگشت
شمارهٔ ۳۴ - آه سحرگاه : آنکه هر شب به فلک، شعله کشد آه من است
شمارهٔ ۳۵ - دل می طپد : ای چشمهٔ حیوان خجل از لعل لبانت
شمارهٔ ۳۶ - ناوک غمزه : حوری صنمی، به کیش زرتشت
شمارهٔ ۳۷ - گل بیخار : چون گل رویت گل گلزار گویی هست، نیست
شمارهٔ ۳۸ - مشک ختن : ای که دلم سوی توست! کعبهٔ من کوی توست
شمارهٔ ۳۹ - زلف گره گیر : باز دیوانه شدم من، غل و زنجیر کجاست؟
شمارهٔ ۴۰ - گلشن وصل : از من ای دوست! تو را مهر بریدن عجب است
شمارهٔ ۴۱ - شرط دوستی : روز نخست، دل به تو دادم عبث عبث
شمارهٔ ۴۲ - طلعت آفتاب : ای قدت راست تر، ز شاخهٔ ساج!
شمارهٔ ۴۳ - صفای صبح : جان زنده می شود ز دم جان فزای صبح
شمارهٔ ۴۴ - شب تا به صبح : در فراقت ای بت سیمین برم، شب تا به صبح
شمارهٔ ۴۵ - گل سرخ : ای عارض زیبای تو همرنگ گل سرخ!
شمارهٔ ۴۶ - قامت دلجو : ای باد! اگر روی، به سر کوی دلبرم
شمارهٔ ۴۷ - جای دلبر : باشد به سرم هوای دلبر
شمارهٔ ۴۸ - نخل نیکی : تا کی؟ ای دل! تو گرفتار جهان خواهی شد
شمارهٔ ۴۹ - یاقوت لب : تا مَهِ روی تو از پرده عیان میگردد
شمارهٔ ۵۰ - لعل گهربار : آن یار دل آرا که بلای دل ما شد
شمارهٔ ۵۱ - زلف خم اندر خم : ای خوش آن کس که چو تو طرفه نگاری دارد
شمارهٔ ۵۲ - یار دلنواز : دوباره بر تنم آن جان رفته باز آید
شمارهٔ ۵۳ - راحت جان : تا قد سرو تو در باغ دلم، موزون شد
شمارهٔ ۵۴ - یک اشاره : عشق بازی مرا، هوس باشد
شمارهٔ ۵۵ - شور عشق : ز چین زلف پر چینت دلم بیرون نخواهد شد
شمارهٔ ۵۶ - گوهر اشک : به فلک، بانگ ناله ام بر شد
شمارهٔ ۵۷ - نشان عاشقی : هوای عشق خوبانم برون از سر نخواهد شد
شمارهٔ ۵۸ - نسیم بهشت : رخت چو ماه دو پنج و چهار را ماند
شمارهٔ ۵۹ - باد صبا : خوش والدی که چون تویی او را ولد بود
شمارهٔ ۶۰ - گوهر شهوار : تا چند دلم خسته و بیمار بماند
شمارهٔ ۶۱ - لوح دل : بیاور قاصدا! از یار، کاغذ
شمارهٔ ۶۲ - مژده وصل : ای صبا! نکهتی از شیراز بیار
شمارهٔ ۶۳ - قرص قمر : آفتاب رویت ای قرص قمر!
شمارهٔ ۶۴ - آب جنت : ای پیکرت لطیف تر از مخمل و حریر!
شمارهٔ ۶۵ - طفل اشک : ای رخت چون صبح روشن، گیسویت چون شام تار!
شمارهٔ ۶۶ - مرغ موسیقار : یار بی پرده شد سوی بازار
شمارهٔ ۶۷ - مینای عشق : ساقی سیمین عذار، خیز و صراحی بیار
شمارهٔ ۶۸ - راه نجات : ای دل! از خواب شو دمی بیدار
شمارهٔ ۶۹ - پند حکیمانه : ساقی قدمی نه سوی میخانه تو امروز
شمارهٔ ۷۰ - رایحهٔ مشک : شورچه شرابی ست که بر سر زده ای باز
شمارهٔ ۷۱ - محرم راز : راز عشق تو با که گویم باز
شمارهٔ ۷۲ - قبله نما : جانا! زلب لعل تو یک بوسه مرا بس
شمارهٔ ۷۳ - شب هجران : آن پری چهره نگاری که منم خاک درش
شمارهٔ ۷۴ - پیر مغان : شنو تو این سخن ای زاهد مرقع پوش!
شمارهٔ ۷۵ - گوی سعادت : ای سرو قبا پوش من ای دلبر مهوش!
شمارهٔ ۷۶ - رخصت جلوس : ساقی بده پیمانهای از آن می مجوس
شمارهٔ ۷۷ - سمند ناز : ای به وصلت، من خراب حریص!
شمارهٔ ۷۸ - تشخیص : دل، به دیدار روی توست حریص
شمارهٔ ۷۹ - راه عاشقی : تا به گرد رخ تو سر زد خط
شمارهٔ ۸۰ - قبلهٔ ابرو : به زیر زلف تو رخشنده چهرهٔ مطبوع
شمارهٔ ۸۱ - آبشار باغ : بر خیز تا رویم به سیر بهار باغ
شمارهٔ ۸۲ - برق آه : جانا!مکش به قتل من بی گناه تیغ
شمارهٔ ۸۳ - رشک بهشت : صورتت بسکه نازک است و لطیف
شمارهٔ ۸۴ - شام فراق : اگر به دست من افتد شبی زمام فراق
شمارهٔ ۸۵ - سودای عشق : آفرین بر نام روح افزای عشق
شمارهٔ ۸۶ - بنده عشق : خوشا عشق و خوشا دارندهٔ عشق
شمارهٔ ۸۷ - ستاره افلاک : چند باشی پریرخا! بی باک
شمارهٔ ۸۸ - صف مژگان : چندای شوخ پری چهره!تو باحیله و رنگ
شمارهٔ ۸۹ - بادهٔ گلرنگ : بیار ساقی گل چهره باده یگلرنگ
شمارهٔ ۹۰ - صبح وصال : ای رخت! ماه تمام و، خم ابروت هلال
شمارهٔ ۹۱ - کشتی امید : بیا ای ساقی شیرین شمایل!
شمارهٔ ۹۲ - درس عشق : روز اول که دل به تو دادم
شمارهٔ ۹۳ - انگشت نما : ای خاک کف پای تو بود تاج سرم!
شمارهٔ ۹۴ - دل تنگ : باز عشق آمد و زد خیمه به صحرای دلم
شمارهٔ ۹۵ - اشتیاق رخ دوست : اگر چه در نظر خلق خاکسارانیم
شمارهٔ ۹۶ - نگار سیم اندام : ای که از دوری تو بی تابم!
شمارهٔ ۹۷ - فیض روح القدس : گرچه انداخته زلفت گرهی سخت به کارم
شمارهٔ ۹۸ - صد هزار چشم : تا باز کرده ام به تو ای گل عذار، چشم!
شمارهٔ ۹۹ - سوز تب عشق : ساقی بده امروز یکی جام شرابم
شمارهٔ ۱۰۰ - عشق و عاشقی : ز عشق و، عشقبازی پیشهای خوشتر نمیبینم
شمارهٔ ۱۰۱ - نهال بخت : چه زحمتها که من از گردش اختر نمیبینم
شمارهٔ ۱۰۲ - رخ خوبان : سر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
شمارهٔ ۱۰۳ - چشمهٔ حیوان : در چمن بی قدت ای سرو خرامان چکنم!؟
شمارهٔ ۱۰۴ - مهر علی : ز دلبر تا بود جان در تنم دل برنمیگیرم
شمارهٔ ۱۰۵ - پیروی نفس : ما سرخوش و ساغر زده و مست و ملنگیم
شمارهٔ ۱۰۶ - همت خضر : نذر کردم گر از این کشور ویران بروم
شمارهٔ ۱۰۷ - کفران نعمت : شرط محبت است غم جان نداشتن
شمارهٔ ۱۰۸ - زلف عنبرین : ای رخت چون ماه تابان! وی خطت چون مشک چین
شمارهٔ ۱۰۹ - مرغ سحرخیز : حاشا که ز شمشیر تو پرهیز کنم من
شمارهٔ ۱۱۰ - نافهٔ آهو : این که داری به سردوش، کمند است نه گیسو
شمارهٔ ۱۱۱ - مقام عاشقی : فصل گل است ساقیا شیشهٔ پر شراب کو؟
شمارهٔ ۱۱۲ - رنگ شقایق : ای شوخ دلا زار من ای دلبر مه رو!
شمارهٔ ۱۱۳ - فخر کاینات : من آدمی به چشم ندیدم مثال تو
شمارهٔ ۱۱۴ - برگ گل : تا به رخ آن سیمتن رنگین نقاب انداخته
شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتار : پیش از این ای صنم! آزار من زار مده
شمارهٔ ۱۱۶ - گنج شایان : ای جمالت! زماه تابان به
شمارهٔ ۱۱۷ - سوختن در عشق : بیا ساقی خرابم کن، خراب از یک دو پیمانه
شمارهٔ ۱۱۸ - گلبرگ تر : شبی آیم به بالای سرت آهسته آهسته
شمارهٔ ۱۱۹ - عاشق و مفتون : ای عارض نیکوی تو از قرص قمر به
شمارهٔ ۱۲۰ - رخ افروخته : دوش آمد دلبرم با چهرهٔ افروخته
شمارهٔ ۱۲۱ - در و مرجان : ای که در حسن، ماه تابانی
شمارهٔ ۱۲۲ - مس وجود : رو بر نتابم از تو گرم تیر می زنی
شمارهٔ ۱۲۳ - آیینهٔ دل : تو به دین حسن که در پرده،دل از خلق ربایی
شمارهٔ ۱۲۴ - بهای بوسه : گر بدین سان کنی تو جلوه گری
شمارهٔ ۱۲۵ - شب معراج : تا که از پرده جلوه بنمودی
شمارهٔ ۱۲۶ - بوی پیرهن : دلم فتاده در آن زلف پر شکن که تو داری
شمارهٔ ۱۲۷ - نکهت عنبر : آنانکه ز عشق تو مرا طعنه زنندی
شمارهٔ ۱۲۸ - قرص آفتاب : جانا! چرا نپوشی بر روی خود نقابی؟
شمارهٔ ۱۲۹ - بادهٔ عشق : دلم باشد اسیر خوب رویی
شمارهٔ ۱۳۰ - منزل عشق : رویی چگونه رویی، روشن چو ماهتابی
شمارهٔ ۱۳۱ - بهشت جهان : هزار مرتبه گفتی که از غمم برهانی
شمارهٔ ۱۳۲ - بوی مشک : ای پری چهره تو از صلب کدامین پدری!
شمارهٔ ۱۳۳ - آهوی دشت ختن : بس که ای شوخ پری چهره تو نازک بدنی
شمارهٔ ۱۳۴ - دلبر پریوش : رویی چگونه رویی، چون ماه آسمانی
شمارهٔ ۱۳۵ - گلبن رعنایی : تا چند نگارا تو! بدخوی و ستمکاری
شمارهٔ ۱۳۶ - اختر رخشنده : ای خاک سر کویت، کحل الصبر عاشق!
شمارهٔ ۱۳۷ - خطا پوش : یا رب! تو خالقی و، توانا و، قادری