برگردان به زبان ساده
ای خاک کف پای تو بود تاج سرم!
خوبتر از تو نباشد به جهان، در نظرم
هوش مصنوعی: تو آنچنان ارزشمندی که خاک پای تو برای من از تاج سرم هم بالاتر است! در نظر من هیچ کس به اندازه تو در این دنیا خوب نیست.
به وفایت که اگر دیده به تیرم دوزی
ناجوانمردم اگر جز تو به جایی نگرم
هوش مصنوعی: اگر تو را به وفاداری بیافرینم و در دل تاریکی عشق به تو نگاه نکنم، جفا میکنم. من فقط به تو فکر میکنم و نمیتوانم به کسی یا چیزی غیر از تو نظر بیفکنم.
دوش سرمست ز میخانه سوی خانه شدی
التفاتی ننمودی و گذشتی ز برم
هوش مصنوعی: شب گذشته، مست از میخانه به سوی خانهات رفتی، اما هیچ توجهی به من نکردی و از کنارم عبور کردی.
دل من گمشده جانا و، من گمشده دل
بجز از هندوی خالت به کسی ظن نبرم
هوش مصنوعی: دل من به خاطر عشق تو پر از آشفتگی است و من فقط به تو فکر میکنم و به هیچکس دیگری به جز زیبایی تو اعتماد ندارم.
ترک چشمت ز پی قتل من افراخته تیغ
گو بزن تیغ، که من بردم تیغت سپرم
هوش مصنوعی: چشم تو به دنبال کشتن من برافراشته شده است؛ بزن با تیغ خود، چون من نیز سپری برای دفاع از خود دارم.
گفته بودی که بیایم به سراغت روزی
ترسم آن روز، بیایی که نیابی اثرم
هوش مصنوعی: گفته بودی که روزی به سراغت بیایم، اما نگرانم که آن روز تو بیایی و من را نیابی.
عجب اینجاست که یکبار، به گوشت نرسید
این همه نالهٔ شبگیر و، فغان سحرم
هوش مصنوعی: عجیب است که با وجود این همه ناله و شکایت در زمان سحر، هیچ کدام به گوش تو نرسید.
جسمم از عشق تو از بس شده لاغر چو حلال
کرده انگشت نما بر سر هر رهگذرم
هوش مصنوعی: من از شدت عشق تو چنان لاغر و نحیف شدهام که هر کس مرا میبیند، انگشت به سوی من میگیرند و مرا به عنوان نمونۀ محبت معرفی میکنند.
من به هر کس که رسم باز بپرسم خبرت
تو به هر کس که رسی باز نپرسی خبرم
هوش مصنوعی: من به هر کسی که برم و از حال تو بپرسم، تو هم باید به هر کسی که رسیدی از حال من بپرسی.
منم آن مرغ سخندان که گرفتار توام
حیف باشد که بهم، برشکنی بال و پرم
هوش مصنوعی: من آن پرندهام که صحبتهای شیرینی دارم و به خاطر تو در قفس افتادهام. چه خوب است که بال و پرم را نشکنی.
ای که عاشق شدنم دیدی و عیبم کردی
عیب آن است که یکبار، ندیدی هنرم
هوش مصنوعی: ای کسی که معشوق شدنم را تماشا کردی و عیبهایم را شمردی، عیب واقعی این است که هرگز یک بار هم هنرم را ندیدی.
موی چون سیم سپید و، رخ چون زر دارم
غم نباشد به جهان گر نبود سیم و زرم
هوش مصنوعی: من مویی به سفیدی نقره و چهرهای به زیبایی طلا دارم. اگر در دنیا نقره و طلا نباشد، برای من غمی وجود ندارد.
«ترکی» ساده دل و، ترک زبان نافهم
به در کس نروم گر تو برانی ز درم
هوش مصنوعی: من از کسی دیگه برایت هیچ کمکی نمیخواهم، حتی اگر تو مرا از در خودت برانی، چون بر من روشن است که تویی که در اینجا مهمی.