برگردان به زبان ساده
تا به رخ آن سیمتن رنگین نقاب انداخته
سایه ای از برگ گل، بر آفتاب انداخته
هوش مصنوعی: تا به چهره آن کسی که موهایش مانند سیم میدرخشد، نقابی رنگین قرار داده و سایهای از گل بر نور خورشید انداخته شده است.
تا گشوده از سر زلفین پرتابش گره
عاشقان را سر به سر، در پیچ و تاب انداخته
هوش مصنوعی: تا وقتی که از میان گیسوانش، موی خود را رها میکند و گرههای عشق را به هم میپیچد و آنها را در دنیای عشق درگیر میکند.
مردم چشمم ز هجر خال هندوی لبش
همچو زنگی بچه ای خود را در آب انداخته
هوش مصنوعی: چشم من به خاطر دوری از لب خالدارش مثل بچهای است که زنگی، خود را در آب انداخته و بیتابی میکند.
پای از سر باز نشناسم یاران همتی
این چه افیونی است ساقی در شراب انداخته
هوش مصنوعی: من از سر با پای خود فاصله نمیگیرم، دوستانی دارم که ارادهای قوی دارند. این چه نوع خوشگذرانی و فریبی است که ساقی در شراب به ما داده است؟
زان شراب آتشین کافکنده در جام چو لب
آتشی گویا به جان شیخ و شاب انداخته
هوش مصنوعی: شراب آتشینی که در جام ریخته شده، به مانند لبهایی در آتش، جان شیخ و جوان را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.
خال بر رخساره اش دانی چرا باشد سیاه؟
بسکه خود را در میان آفتاب انداخته
هوش مصنوعی: زیبایی او را با دلیلی سیاه توصیف کردهاند: چونکه او خود را خیلی در برابر نور خورشید قرار داده است.
خوف «ترکی» ز آفتاب گرم روز محشر است
خویش را در زیر ظل بوتراب انداخته
هوش مصنوعی: ترس از روز قیامت و گرمای آن، او را وادار کرده که خود را در سایهی خاک پنهان کند.