برگردان به زبان ساده
به فلک، بانگ ناله ام بر شد
گوش گردون، ز ناله ام کر شد
هوش مصنوعی: صدای نالهام به آسمان رسید و گردون به خاطر نالههایم ناشنوا شد.
نه فراق توام به خواری کشت
نه وصال توام میسر شد
هوش مصنوعی: نه جدایی تو باعث ذلت من شد و نه به وصالت رسیدن برایم ممکن شد.
دیده ام بسکه ریخت گوهر اشک
دامنم پر ز در و گوهر شد
هوش مصنوعی: گریههای من چنان زیاد بوده که دامنم پر از اشک و ارزشمند شده است.
همه شب از خیال ماه رخت
تا سحر، دیده ام پر اختر شد
هوش مصنوعی: در تمام شب از فکر و یاد ماه روی تو تا سپیده دم، چشمانم پر از ستاره شد.
در فراق توام بسی شب و روز
شب به سر رفت و، روز آخر شد
هوش مصنوعی: من بسیار شب و روز را در فراق تو گذراندهام، شبها سپری شد و روزها نیز به پایان رسید.
تا دلم شد اسیر خال لبت
ناتوان بود، ناتوان تر شد
هوش مصنوعی: دل من زمانی که به زیبایی خال لب تو وابسته شد، به شدت ضعیف و ناتوان بود و حالا که این وابستگی عمیقتر شده، بیشتر از قبل ناتوان شده است.
این شکایت به جانب که برم
که مسلمان، اسیر کافر شد
هوش مصنوعی: این چه شکایتی است که به کجا باید بروم؟ کسی که مسلمان است، اسیر دشمن غیرمسلمان شده است.
من کشیدم جفای روز فراق
شب وصلت نصیب دیگر شد
هوش مصنوعی: من در روز جدایی از تو، سختیها و ناراحتیها را تجربه کردم و شب وصال، به من چیز دیگری داد.
بسکه خونابه، چشم «ترکی» ریخت
صفحهٔ دفترش ز خون تر شد
هوش مصنوعی: چشم «ترکی» به قدری اشک ریخته که صفحه دفترش از خون اشکها خیس و تر شده است.