برگردان به زبان ساده
یار بی پرده شد سوی بازار
شاد باشید یا الو الابصار
هوش مصنوعی: دوست بینقاب به بازار رفت، خوش باشید یا مردم که در انتظار هستند.
او به صد ناز می رود تنها
دل خلق از پیش قطار، قطار
هوش مصنوعی: او با ناز بسیار و به آرامی به جلو میرود و دلهای مردم را به دنبال خود میکشاند.
چشم مستش به خواب، شب تا صبح
وز غمش، چشم عاشقان بیدار
هوش مصنوعی: چشم شوق و زیبایی او به خواب رفته، اما دل عاشقان به خاطر غم او، بیدار و بیخواب مانده است.
من بیچاره از غمش شب و روز
در فغانم چو مرغ موسیقار
هوش مصنوعی: من به شدت از درد و غمش ناله میکنم، مانند پرندهای که از صدای ساز خود به غم و اندوه افتاده است.
صید دل ها تمام در شهر است
او به صحرا همی رود به شکار
هوش مصنوعی: او تمامی دلها را در شهر به دست میآورد، اما همچنان به صحرا میرود تا شکار کند.
ای که با دوست همدمی شب و روز!
تو چه دانی، عداوت اغیار
هوش مصنوعی: ای کسی که شب و روز با دوستت میگذرانى! چه میدانی از دشمنیهای دیگران؟
ترک عادت کجا کند دشمن
تا نکوبی سرش به سنگ، چو مار
هوش مصنوعی: دشمن عادت خود را ترک نخواهد کرد مگر زمانی که تو او را به چالش بکشی و به او فشار بیاوری، مشابه حرکت یک مار که به دفاع میپردازد.
ترک چشمش عدوی «ترکی» شد
زینهار از چنین عدو، زنهار
هوش مصنوعی: نگاه او به من آسیبهای زیادی رساند. از این دشمن خطرناک، از این دشمن مراقب باش.