برگردان به زبان ساده
این که داری به سردوش، کمند است نه گیسو
وین که داری به بناگوش کمان است نه ابرو
هوش مصنوعی: اینکه تو بر روی شانهات بند حیات داری، به خاطر کمند است نه به خاطر موهای بلند. و اینکه کمان بر گوش تو است، به خاطر آن است که زیبایی تو از ابروی تو فراتر است.
قامت است این که تو داری نه که سروی ست خرامان
کاکل است اینکه تو داری نه بود فافهٔ آهو
هوش مصنوعی: اینکه تو اندامی زیبا و سرحال داری، اصلاً شبیه به سروهای بلند و خوش قامت نیست. همچنین، موهای خوشحالت و زیبا تو به هیچ عنوان به زیبایی و لطافت خز آهو نمیرسد.
گر بدین حسن و لطافت بخرامی سوی بستان
پیش بوی سر زلفت گل و سنبل ندهد بو
هوش مصنوعی: اگر با این زیبایی و نرمی از من دور شوی، در باغی که عطر موهایت وجود دارد، گلی و سنبلی نمیتواند عطر آن را بدهد.
در چمن، سرو سهی دم نزند از قد و قامت
به چمن گر بخرامی، تو به این قامت دلجو
هوش مصنوعی: وقتی که در باغ و چمن سرو بلند و زیبا به خاطر قد و قامتش جلوهای ندارد، اگر تو با قد و قامت زیبات به آنجا بیایی، همه توجهها به تو جلب خواهد شد.
به جز از قامت رعنای تو و آن لیموی پستان
سرو هرگز نشنیدم که دهد میوهٔ لیمو
هوش مصنوعی: به جز زیبایی تو و آن میوهٔ لیمو که از قامت تو به یاد دارم، هیچ میوهٔ دیگری را نشناختهام.
باغبان بیند اگر جلوه کنان بر لب جویت
بعد از این سرو و صنوبر، ننشاند به لب جو
هوش مصنوعی: اگر باغبان ببیند که زیباییها بر کنار جوی خوش میدرخشند، دیگر نسبت به کاشتن درختان سرو و صنوبر کنار آن بیتوجه خواهد بود.
افکنی پیکر شیران، تو ز سرپنجهٔ سیمین
شکنی پشت دلیران، تو از آن غمزهٔ جادو
هوش مصنوعی: تو با نیرنگ و زیباییات، قدرت و شجاعت دلیران را در هم میشکنی و مانند شیران، بر دشمنان قدرتنمایی میکنی. زهر چشمت به قدری تأثیر دارد که دلیران را نیز ضعیف میکند.
آن چه سر پنجهٔ سیمین تو کرده است به جانم
به یقینم نکند پنجهٔ شهباز، به تیهو
هوش مصنوعی: آن چه دست لطیف و نازک تو با جان من کرده است، مطمئنم که حتی دست عقابی قوی هم نمیتواند به آسانی بر پرندهای مانند تیهو تأثیر بگذارد.
یک نظر زاهد اگر قبلهٔ ابروی تو بیند
بی گمان او نکند جانب محراب، دگر رو
هوش مصنوعی: اگر زاهدی یک نگاه به ابروی تو بیندازد، بدون شک به سمت محراب نماز نمیچرخد و راه دیگری نمیرود.
گر مصور کشد از خامه شبیه تو صنم را
بت پرستان به تماشای تو آیند ز هر سو
هوش مصنوعی: اگر نقاشی از قلمش تصویری از تو بکشدو بتپرستان از هر طرف برای تماشای تو بیایند.
سر «ترکی» نبود لایق میدان تو ورنه
خواهم انداختنش در خم چوگان تو چون گو
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به مقام و ارزشی که فرد یا چیزی در یک عرصه خاص دارد اشاره میکند. اگرچه به نظر میرسد که آن فرد یا چیز، شایستگی حضور در آن میدان را ندارد، اما شاعر به صورتی کنایهآمیز میگوید که اگر شایستگی داشت، میتوانست او را به چالش بکشد و به نوعی او را به میدان آورد. به بیان دیگر، سخن از ناتوانی و کمارزشی دیگران در مقایسه با خود است.