برگردان به زبان ساده
رو بر نتابم از تو گرم تیر می زنی
خورسند ار مرا تو به شمشیر می زنی
هوش مصنوعی: من نمیتوانم حضور تو را تحمل کنم، حتی اگر با تیر به من حمله کنی؛ زیرا خوشحال میشوم که تو با شمشیر هم به من آسیب بزنی.
گر تیغ می زنی سپرم پیش تیغ تو
هر چند بی جنایت و تقصیر می زنی
هوش مصنوعی: اگر تو شمشت را به سوی من میکشی، من سپرم را جلو میآورم، هرچند که تو حتی بدون اینکه قصور یا خطایی داشته باشی، این کار را میکنی.
تیغ ازمیان کشیده داری سر زدن
غمگین از این رهم که چرا دیر می زنی؟
هوش مصنوعی: تو با تیغی که از میان کشیدهای، نشان میدهی که از راهی که در آن هستی، غمگینی و نگران این هستی که چرا دیر به هدفت میرسی.
من پیش تو چو صورت تصویر مانده ام
بیهوده زخم تیغ، به تصویر می زنی
هوش مصنوعی: من در حضورت مانند تصویری هستم که بیفایده است. تو با تیغ زخم میزنی و من فقط تصویر آن زخم را میبینم.
با دست خود اشاره به ابروت می کنی
هشدار، دست بر دم شمشیر می زنی
هوش مصنوعی: با دستت به ابرویت اشاره میکنی تا اخطاری بدهی، و در عین حال دستت روی تیغه شمشیر قرار میگیرد.
نخجیر را به تیر و کمان می زنند خلق
جانا! به تیر غمزه تو نخجیر می زنی
هوش مصنوعی: مردم شکار را با تیر و کمان شکار میکنند، اما تو با چشمان زیبایت به قلب من تیر میزنی.
دلهای بسته در گره زلف تو بسی ست
تا کی گره به زلف گره گیر می زنی
هوش مصنوعی: دلهای بسیاری در اثر پیچ و تاب موهای تو گرفتار شدهاند. تا کی میخواهی با این گرهها بازی کنی؟
«ترکی» به یار پنجه فکندن نه حد توست
زنهار از آن که پنجه تو با شیر می زنی
هوش مصنوعی: به یار دست زدن کار تو نیست، مراقب باش که دست تو مانند دستان شیر است.
گویا مس وجود تو خواهی طلا شود
خود را بر آن وجود چو اکسیر می زنی
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که وجود تو مانند مس است که میخواهد طلا شود، تو با تلاش و کوشش خودت را مانند اکسیر به آن وجود میزنی.