برگردان به زبان ساده
پرده بردار از رخ چون آفتاب
حیف باشد آفتاب اندر حجاب
هوش مصنوعی: زیبایی و نور چهرهات مانند آفتاب است و حیف است که این نور در حجاب و پوشش قرار بگیرد.
آفتاب از شرم ننماید طلوع
گر ز رخ یک لحظه برداری نقاب
هوش مصنوعی: اگر یک لحظه نقاب از چهرهات برداری، خورشید از شرم هرگز طلوع نخواهد کرد.
هر که بیند آفتاب روی تو
آفتابش نیم شب آید به خواب
هوش مصنوعی: هر کسی که زیبایی و نور چهرهات را ببیند، دیگر شب و تاریکی خوابش را نمیگیرد و در روشنی تو غرق میشود.
تاب از دلهای مردم می بری
زان دو زلف پرخم و، پرپیچ و تاب
هوش مصنوعی: دو زلف پر پیچ و تاب تو، به دلهای مردم جادو میزند و آنها را به تسخیر و حیرت وا میدارد.
زلف پرچینت کمند رستم است
گردن ما گردن افراسیاب
هوش مصنوعی: زلفهای پیچیده و زیبا تو همچون دام رستم است و گردن ما به گردن افراسیاب میماند.
مانده چشمم خیره در رخسار تو
دیده نتوان بست حربا ز آفتاب
هوش مصنوعی: چشمم به چهرهات خیره مانده و نمیتوانم آن را ببندم، زیرا همچون تابش آفتاب جذاب و دلفریب است.
از لب لعلت چسان دل برکنم
صبر نتوان کرد مستسقی بر آب
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از لب شیرین تو دل بکنم؟ صبر کردن برایم امکانپذیر نیست، مانند کسی که به شدت تشنه است و به آب دسترسی ندارد.
چشم مستت خنجر از مژگان به کف
دارد و، دارد به قتل ما شتاب
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو مانند خنجری بیرحم از مژگانش برنده است و به سرعت به سمت نابودی ما میرود.
بی گنه، خون کسی را ریختن
گوییا در کیش وی باشد ثواب
هوش مصنوعی: کشتن بیگناهی، مثل این است که کسی در دین و مذهب او اجر و پاداش بگیرد.
گرنه خون عاشقان ریزی چرا؟
روز و شب سر پنجه داری در خضاب
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی دلباختگان را به درد بیاوری، پس چرا اینهمه با ناز و فریب بازی میکنی؟ تو همیشه به طرز خاصی نمایش میدهی.
نیست ما را تاب مهجوری ز تو
بی سبب از ما نگارا! رخ متاب
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم دوری از تو را تحمل کنیم، ای محبوب! بیدلیل از ما رو برمگردان.
داده «ترکی» را بده ورنه کند
شکوه از دست تو پیش بوتراب
هوش مصنوعی: اگر «ترکی» را به او ندهی، ممکن است که از تو ناراحت شود و نزد بوتراب شکایت کند.
شیر حق صهر نبی فخر بشر
سرور دین، شافع یوم الحساب
هوش مصنوعی: شیر حق، که به معنای قدرت و شجاعت الهی است، پسر نبی (پیامبر) و الگوی انسانها، رهبر دین و شفیع در روز جزا است.