برگردان به زبان ساده
آفتاب رویت ای قرص قمر!
برد از دل تابم و، هوشم ز سر
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، نور چهرهات تاب و انرژی مرا گرفته و عقل مرا از من دور کرده است.
یک نظر دیدم رخت را بی حجاب
واله و حیران شدم از یک نظر
هوش مصنوعی: با یک نگاه به زیبایی تو که بیپرده و آشکار بود، مجذوب و حیرتزده شدم.
عارضت ماهی بود، بر سر کلاه
قامتت سروی بود، بسته کمر
هوش مصنوعی: تو را با زیباییهای خود میشناسم؛ همچون ماهی که در دریا میدرخشد و قد و قامتت همانند سرو خوشتناوری است که کمرش را بسته و به شکوه ایستاده است.
گر ملک خوانم تو را الحق به جاست
زآنکه این صورت نباشد با بشر
هوش مصنوعی: اگر تو را ملک و فرشته بنامم، واقعاً سزاوار است، زیرا این گونه زیبایی را نمیتوان در میان انسانها یافت.
روی برتابی و، از من بگذری
بینمت روزی اگر در رهگذر
هوش مصنوعی: اگر روی خود را از من برگردانی، باز هم روزی تو را در مسیر زندگیام خواهم دید.
الامان از تیر شستت الامان
الحذر از چشم مستت الحذر
هوش مصنوعی: کمک بخواه از تیر انگشتانت و مراقب باش از چشمان مستت. مواظب باش!
این نموده خانهٔ صبرم خراب
وان نشسته بر دل من، تا به پر
هوش مصنوعی: این خانهای که ساخته بودم با صبر و طاقت، ویران شده است و آن کسی که بر دل من نشسته، تا زمانی که به آرامش نرسم، همچنان در دل من خواهد بود.
هندوی خالت ز جادویی نمود
خانهٔ عقل مرا زیر و زبر
هوش مصنوعی: زنی هندی با جادوی خود، خانهٔ عقل و اندیشهام را به هم ریخت و دچار سردرگمی کرد.
«ترکیا» شعرت بسی شیرین بود
خامه است این در کفت یا نیشکر
هوش مصنوعی: شعرت به قدری شیرین و دلنشین است که مثل عسل یا نیشکر میمونه، آیا این قلم به اندازهی نیشکر شیرینی دارد یا نه؟