برگردان به زبان ساده
چند باشی پریرخا! بی باک
من که گشتم زغصهٔ تو هلاک
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی زیبا باشی! من بیپروا از غم تو دچار نابودی شدم.
از غمت ای نگار سیمین بر!
می کنم همچو گل، گریبان چاک
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، ای معشوق نقرهای، من هم مانند گل، پیراهنم را پاره میکنم.
همه شب از فراق ماه رخت
می شمارم ستارهٔ افلاک
هوش مصنوعی: هر شب از دوری چهرهات، ستارگان آسمان را میشمارم.
روز تا شب بر آستانهٔ تو
می نهم روی مسکنت بر خاک
هوش مصنوعی: من روز و شب بر درگاه تو سر میگذارم و در کثیفترین جایگاه، بر خاک تو تکیه میکنم.
بی رخت گر به سر، برم روزی
ناله ام از سمک رسد به سماک
هوش مصنوعی: اگر روزی بدون تو به سر ببرم، نالهام به گوش پرندهای در آسمان خواهد رسید.
مژه ام چون کند به سیل سرشک
در ره سیل، بسته ام خاشاک
هوش مصنوعی: مژهام به اندازهای اشک میریزد که در جریان اشکها، شاخههای خشک و بیارزش را جمع کردهام.
تو شوی با من آشنا هیهات
من شوم با تو بی وفا حاشاک
هوش مصنوعی: تو نمیتوانی با من آشنا شوی، چرا که من هرگز نمیتوانم به تو بیوفا باشم. هرگز!
گر تو زخمم زنی به از مرهم
ور تو زهرم دهی به از تریاک
هوش مصنوعی: اگر به من آسیب بزنی، بهتر از این است که بخواهی مرا درمان کنی؛ و اگر زهر به من بدهی، بهتر از این است که تریاک برایم بیاوری.
«ترکی» از خاک آستانهٔ تو
نرود تا تنش نگردد خاک
هوش مصنوعی: ای دل، در انتظار وصل تو هستم و تا زمانی که بدنم به خاک نرود، از محبت و عشق تو جدا نخواهم شد.