برگردان به زبان ساده
بیا ای ساقی شیرین شمایل!
به جامی می، غمم بزدای از دل
هوش مصنوعی: بیا، ای پروردگار خوشچهره! یک جام شراب به من بده تا غم را از دل من دور کنی.
بده جامی از آن راح رحیقم
که از خاطر کند اندوه زایل
هوش مصنوعی: به من جامی از آن شراب بده تا اندوه و غم را از ذهنم دور کند.
مرا باشد تنی لاغرتر از مو
چه سازد باغمی چون کوه بازل
هوش مصنوعی: من بدنی دارم بسیار لاغر که این بدن چگونه میتواند با اندوهی به سنگینی کوه مقابله کند؟
ز بس بار غمم بر دل نشسته
بجنبد ناقه ام در زیر محمل
هوش مصنوعی: از شدت اندوهی که بر دل دارم، به قدری سنگین شدهام که حیوان بارکش من در زیر بار، به زحمت حرکت میکند.
غم یارم چنان از پا فکنده است
که نتوانم برون آمد ز منزل
هوش مصنوعی: غم عشقم به قدری مرا ضعیف کرده است که نمیتوانم از خانه بیرون بیایم.
به صد حسرت سفر کرد از برم یار
تحمل از فراقش هست مشکل
هوش مصنوعی: یارم با دل پر از حسرت از کنارم رفت و دوری او برایم بسیار سخت و دشوار شده است.
به امیدی که آید از سفر باز
دو گوشم هست بر صوت جلاجل
هوش مصنوعی: به امید آمدن کسی از سفر، گوشهایم به صدای جلاجل آماده است.
دریغا کشتی امید «ترکی»
به گرداب غمش بنشست در گل
هوش مصنوعی: ای کاش کشتی امید «ترکی» در گرداب غم غرق نشود و به گل ننشیند.