برگردان به زبان ساده
اگر به دست من افتد شبی زمام فراق
کنم ز صفحهٔ ایام، پاک نام فراق
هوش مصنوعی: اگر شبی به دست من بیفتد، میخواهم که در آن شب تمام یاد و آثار جدایی را از دنیای زمان پاک کنم.
فراق اگر به کفم اوفتد به نیروی صبر
ببین چگونه بهم بشکنم عظام فراق
هوش مصنوعی: اگر دوری و جدایی نصیبم شود، با قدرت صبر به توانی میرسم که چنان بشکنم زنجیرهای جدایی را.
گمان مبر که زمستی دگر به هوش آیم
از آن شراب که نوشیده ام زجام فراق
هوش مصنوعی: فکر نکن که در فصل دیگر یا زمانی دیگر به حال خود برمیگردم، زیرا شرابی که از جام فراق نوشیدهام تأثیری عمیق بر من گذاشته است.
صباح کردهٔ شام وصال، کی داند
که ما صباح چسان کرده ایم شام فراق
هوش مصنوعی: صبحی که به خاطر وصال معشوق به وجود آمده، کسی نمیداند که ما در این دقایق جداافتادگی چه حال و هوایی داریم.
نچیده دانهٔ کشت وصال را«ترکی»
فلک فکند مرا عاقبت به دام فراق
هوش مصنوعی: چون دانهای که برای رسیدن به وصال آماده نشده، سرنوشت مرا به دام جدایی انداخت.