برگردان به زبان ساده
چه زحمتها که من از گردش اختر نمیبینم
نهال بخت خود را هیچگه پربر نمیبینم
هوش مصنوعی: من زحمتهای زیادی را از چرخش ستارهها متحمل میشوم و هرگز نمیتوانم درخت خوشبختیام را پرثمر ببینم.
به تنگ آمد دلم در ملک هند از شغل نقاشی
میان شغلها شغلی از این بدتر نمیبینم
هوش مصنوعی: دل من از کار نقاشی در کشور هند به تنگ آمده است و در میان همه شغلها، هیچ شغلی را بدتر از این نمیبینم.
یهود و گبر و هندو راست دایم کیسهها پُر زر
منِ مسکین به جز در خواب رنگ زر نمیبینم
هوش مصنوعی: یهودیان، زرتشتیان و هندوها همیشه کیسههای پر از طلا دارند، اما من که در شرایط سختی هستم، جز در خواب هیچگاه رنگ طلا را نمیبینم.
ز ناچاری برای شخص گبری میکشم زحمت
ولیکن بوی خیری هم، از آن کافر نمیبینم
هوش مصنوعی: به خاطر ناچاری و اجبار، به یک فرد کافر خدمت میکنم و برای او زحمت میکشم، اما نمیتوانم از او هیچ خیری ببینم.
نه شر از من، نه خیر از او، گذشتم از سر خیرش
که جای خیر از آن گبر، غیر از شر نمیبینم
هوش مصنوعی: من نه از من شر میبینم و نه از او خوبی. از خیر او گذشتهام، چرا که از پی خیر او، جز شر و بدی چیزی نمیبینم.
معاشر با چنین گبری و شغلی با چنین زحمت
به غیر از صبر کردن، چارهٔ دیگر نمیبینم
هوش مصنوعی: در مواجهه با چنین شخص بیفکری و کار سختی که دارم، جز صبر و تحمل راه دیگری پیدا نمیکنم.
عجب دارم از این شغلی که با این زحمت بیحد
کهنکفشی به پا، عمامهای بر سر نمیبینم
هوش مصنوعی: نمیتوانم از عجیب بودن این شغل بگذرم که با این همه زحمت و تلاش، هنوز نمیبینم کسی با کلاهی بر سر یا کفش کهنهای پا به این کار بگذارد.
به این زحمت که دارم چون شود شب بهر آسایش
به خانه جز حصیر پارهای بستر نمیبینم
هوش مصنوعی: با این زحمتی که میکشم، وقتی شب میشود برای استراحت در خانه، تنها یک تکه حصیر بهعنوان بستر میبینم و چیز دیگری ندارم.
کسان را روز و شب «ترکی» بود ساغر پر از باده
به جز خون جگر، من باده در ساغر نمیبینم
هوش مصنوعی: افرادی در روز و شب مشغول خوشی و نوشیدن شراب هستند، اما من برای خود چیزی جز درد و رنج نمیبینم و نه نوشیدنیای در جامم.