برگردان به زبان ساده
راز عشق تو با که گویم باز
که مرا جز تو نیست محرم راز
هوش مصنوعی: راز عشق تو را با کی در میان بگذارم، زیرا جز تو کسی نیست که به این راز آگاه باشد و بتواند آن را درک کند.
از تو گر جمله ناز هست و عتاب
نیست از من، به غیر عجز و نیاز
هوش مصنوعی: اگر تمام زیباییها و ناز تو وجود دارد و از من هیچ چیزی جز ناتوانی و نیاز نیست، پس چه انتظاری میتوان داشت؟
ای که بر رخش عزتی تو سوار!
از بر ما بر این شتاب متاز
هوش مصنوعی: ای کسی که بر اسب زیبایت افتخار داری! بر ما از این سرعت و شتابت نگران نباش.
چند دایم به خویش پردازی
چند روزی به حال ما پرداز
هوش مصنوعی: مدت زیادی به خودت مشغول نباش و برای مدتی هم به حال و روز ما توجه کن.
جان فدا سازمت به شکرانه
که ببینم به کام خویشت باز
هوش مصنوعی: جانم را فدای تو میکنم تا به خاطر شکرگزاری، تو را در آرامش و خوشحالی ببینم.
هر چه روزم به هجر رفت به شام
عمر کوته شد و امید دراز
هوش مصنوعی: هر چه روزهایم را به خاطر جدایی گذراندم، شبهای عمرم کوتاهتر شده و امیدهایم طولانیتر.
دست از دامنت رها نکنم
گر کنی صد هزار عشوه و ناز
هوش مصنوعی: هرچقدر که تو جلوهگری و ناز کنی، من هرگز از تو دست نخواهم کشید.
این جفاها که می کنی تو به من
نکند با کبوتری، شهباز
هوش مصنوعی: این کارهایی که تو به من میکنی، شبیه به این است که با یک کبوتر برخورد کنیم، در حالی که تو شهباز و باهوش هستی.
بخت آخر، نصیب «ترکی» کرد
یار دشمن نواز و دوست گداز
هوش مصنوعی: در نهایت، سرنوشت به «ترکی» تعلق پیدا کرد؛ او که دوستی را نوازش میکند و دشمن را دلسوزی میکند.