برگردان به زبان ساده
رویت ای صنم! ماه نخشب است
جنتت رخ و، کوثرت لب است
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا! چهرهات مانند ماهی است که از دنیای دیگر آمده، و لبهایت به اندازهی یک بهشت زیبا و پر نعمت است.
زلف بر رخت دیدم ای صنم!
گفتم این قمر، وان چه عقرب است
هوش مصنوعی: زلفهای تو را بر چهرهات دیدم، ای معشوقه! گفتم این ماه تابان است، اما آنچه که میبینم مانند عقرب است.
دل ببر مرا، میتپد مدام
دارویش تو را سیب غبغب است
هوش مصنوعی: دل مرا به دست بگیر، زیرا که این دل بیوقفه به عشق تو میتپد و شگفتانگیز اینکه زیباییات همانند سیب گلاب است.
از جدایی ات روز و شب مرا
ورد یا خدا، ذکر یا رب است
هوش مصنوعی: از جدایی تو، روزها و شبها فقط به یاد تو و دعا کردن به درگاهت مشغولم.
مرگ من تو را، عین مقصد است
وصل تو مرا، اصل مطلب است
هوش مصنوعی: مرگ من برای تو هدف اصلی است و رسیدن به تو برای من، اساس و بنیاد داستان است.
از فراق تو روز تا به شام
شام من دراز، روز من شب است
هوش مصنوعی: زیبایی عشق به قدری عمیق است که وقتی محبوب در کنار نیست، روزها به اندازه شبها تاریک و طولانی میشوند.
ساغرم ز می، دیده ام ز خون
آن بود تهی، وین لبالب است
هوش مصنوعی: جام من از شراب پر است، اما چشمانم از اشک و خون خالی شده. حالا این جام پر از شراب است.
دیده ام تو راست حلقهٔ رکاب
ابرویم تو را نعل مرکب است
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به زیبایی ابروانش اشاره میکند و میگوید که ابروهایش همچون حلقهای است که در آن چهرهٔ محبوبش به خوبی نمایان است. محبوب او مانند نعل اسب است که در زندگی و حرکت او نقش مهمی دارد. در واقع، این تصویر نشاندهندهٔ تأثیر عمیق و مثبت محبوب بر زندگی و زیبایی شاعر است.
کوکبم زبون، طالعم نگون
این چه طالعی ست، وین چه کوکب است؟
هوش مصنوعی: من همچون ستارهای شکستخورده هستم، سرنوشتم به بدبختی افتاده است. چه سرنوشت عجیبی دارم و این ستارهای که مرا هدایت میکند، چه سرنوشتی برایم رقم زده است؟
«ترکی» حزین، از جدائیت
مونس اش غم و، همدمش تب است
هوش مصنوعی: ترکی حزین از جداییات غمگین است و همدم او حالت تب و بیقراری است.