برگردان به زبان ساده
سر چه باشد که فدا بر سر پیمان نکنم
جان چه باشد که نثار ره جانان نکنم
هوش مصنوعی: من هرگز به خاطر وفاداری به پیمان خود، جانم را فدای سر نمیکنم، و هیچ چیزی هم ارزش نثار کردن جانم را برای عشق محبوب نمیدهد.
تا رخ و زلف و خط یار مرا در نظر است
التفاتی به گل و سنبل و ریحان نکنم
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و جذابیت محبوبم در نظرم هست، دیگر به گلها و گیاهان زیبا توجهی نمیکنم.
تا مرا موعظهٔ پیر مغان در گوش است
گوش بر موعظهٔ واعظ نادان نکنم
هوش مصنوعی: تا زمانی که نصیحت و راهنمایی حکیم و با تجربهٔ پیر مغان در گوشم هست، به نصیحتهای بیارزش و نادان واعظ گوش نخواهم داد.
گرچه از دیدن خوبان تن و جان، در تعب است
حیف باشد که نظر بر رخ خوبان نکنم
هوش مصنوعی: هرچند که از تماشای زیباییها دلم پر از تشویش و اضطراب است، اما حیف است که نگاهی به چهرههای زیبا نیندازم.
مطرب ار این غزل از گفتهٔ «ترکی» خوان
گوش بر زمزمهٔ مرغ خوش الحان نکنم
هوش مصنوعی: اگر مایهی خوشی و شادی در دل من وجود نداشته باشد، حتی اگر خوانندهای با صدای دلانگیز و زیبا هم به من غزل ترکی بخواند، توجهی به آن نخواهم کرد.