برگردان به زبان ساده
شبی آیم به بالای سرت آهسته آهسته
بگیرم همچو جان اندر برت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: شبی آرام و به آرامی کنار تو خواهم آمد، مانند جان خود که به آرامی در کنار تو خواهم بود.
به زیر غبغبت دستی برم دزدیده دزدیده
ببوسم لعل همچون شکرت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: به آرامی و بااحتیاط میخواهم به زیر چانهات دست بزنم و لب لعلینت را مانند عسل با دقت ببوسم.
مزم لعل لبت را جای نقل آسوده آسوده
بنوشم از شراب ساغرت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: میخواهم با آرامش و بدون نگرانی از لبی خوشرنگ و شیریننوشیدن کنم و از شراب درون جامت به طور ملایم لذت ببرم.
به یک زلف تو نرمک نرمک آرم پنجهٔ خود را
کشم تاری به زلف دیگرت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: به آرامی و با احتیاط، انگشتانم را در میان زلفهای تو میبرم و تارهای زلف دیگر تو را نیز به آرامی میپیمایم.
به نرمی آستین پیرهن، بر چهره ات مالم
عرق چینم ز گلبرگ ترت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: با نرمی آستین پیراهنم، عرق را بر روی چهرهات میمالم، مانند گلبرگهایی که با لطافت کنار میروند.
من از شوقی که دارم عاقبت روزی بیاموزم
مسلمانی به زلف کافرت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: من از شوقی که دارم، به تدریج روزی یاد میگیرم که چگونه مسلماً به زلف زیبا و دلربای تو نزدیک شوم.
برای چشم زخم از مردمت از مردم چشمم
سپند اندازم اندر مجمرت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: برای جلوگیری از چشم زخم از کسانی که به تو نگاه میکنند، از مردم دوری میکنم و به آرامی برایت دعا میکنم.
برای آنکه از خوابت کنم بیدار، از مژگان
نهم خاری به زیر بسترت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: برای اینکه تو را از خواب بیدار کنم، به آرامی و با احتیاط، از مژگانم خارهایی را زیر بستر تو میزنم.
شبی آهسته آهسته بدزدم دفترت «ترکی»
بدزدم این غزل از دفترت آهسته آهسته
هوش مصنوعی: شبی به آرامی میخواهم دفتر اشعار تو را بدزدن، به آرامی این غزل را از دفتر تو برمیدارم.